مقدمه و معیارهای انتخاب
چرا بعضی بازیها جاودانه میشوند؟
صنعت بازیهای ویدیویی در چند دهه گذشته از یک سرگرمی ساده به یکی از بزرگترین صنایع سرگرمی جهان تبدیل شده است. امروزه بازیهای ویدیویی نهتنها با سینما و تلویزیون رقابت میکنند، بلکه در بسیاری از موارد از آنها نیز پیشی گرفتهاند. میلیونها نفر در سراسر جهان روزانه ساعتها وقت خود را صرف تجربه دنیاهای مجازی میکنند؛ دنیاهایی که گاهی چنان تأثیر عمیقی بر ذهن و احساسات بازیکنان میگذارند که تا سالها در حافظه آنها باقی میمانند.
اما در میان هزاران بازی منتشرشده، تنها تعداد محدودی موفق میشوند عنوان «شاهکار» را به دست آورند. این بازیها حتی پس از گذشت سالها یا گاهی دههها همچنان محبوب باقی میمانند و نسلهای جدید بازیکنان نیز آنها را تجربه میکنند. چنین آثاری را میتوان بازیهای جاودانه نامید.
یکی از مهمترین دلایل جاودانه شدن یک بازی، گیمپلی قدرتمند آن است. گرافیک با گذر زمان قدیمی میشود، اما گیمپلی خوب میتواند برای دههها جذاب باقی بماند. به همین دلیل است که بازیهایی مانند Tetris یا Super Mario Bros هنوز هم طرفداران فراوانی دارند. این آثار بر پایه مکانیکهایی ساخته شدهاند که ساده، سرگرمکننده و اعتیادآور هستند.
عامل مهم دیگر، داستانسرایی است. بسیاری از بازیهای بزرگ تاریخ تنها به دلیل گیمپلی مشهور نشدهاند، بلکه داستانهایی روایت کردهاند که توانستهاند احساسات بازیکنان را درگیر کنند. شخصیتهایی مانند گرالت، آرتور مورگان، جوئل، الی یا کراتوس به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شدهاند و حتی افرادی که بازی را تجربه نکردهاند نیز نام آنها را شنیدهاند.
نوآوری نیز نقش مهمی در موفقیت یک بازی دارد. بسیاری از شاهکارهای صنعت گیم اولین بازیهایی بودند که ایدهای جدید را به شکل موفق اجرا کردند. برای مثال Doom مسیر بازیهای شوتر اولشخص را تغییر داد، GTA III مفهوم جهانباز سهبعدی را متحول کرد و Minecraft ثابت کرد که خلاقیت بازیکن میتواند مهمتر از داستان از پیش تعیینشده باشد.
تأثیر فرهنگی نیز از دیگر عوامل مهم است. برخی بازیها فراتر از یک محصول سرگرمی عمل کردهاند و بر موسیقی، سینما، فناوری و حتی شیوه طراحی بازیهای آینده اثر گذاشتهاند. هنگامی که اثری بتواند الهامبخش دهها یا صدها بازی دیگر شود، جایگاه ویژهای در تاریخ پیدا میکند.
جامعه بازیکنان نیز اهمیت فراوانی دارد. برخی بازیها به لطف جامعه طرفداران خود برای سالها زنده ماندهاند. بازیهایی مانند World of Warcraft، Counter-Strike و League of Legends نمونههایی هستند که محبوبیت آنها تنها به کیفیت اولیه بازی محدود نمیشود، بلکه به واسطه میلیونها بازیکن فعال و تولید محتوای مستمر ادامه یافته است.
نکته مهم دیگر، توانایی یک بازی در ایجاد خاطره است. بسیاری از گیمرها اولین تجربههای مهم دوران کودکی یا نوجوانی خود را با بازیهای خاصی به یاد میآورند. این ارتباط احساسی باعث میشود برخی آثار حتی پس از سالها همچنان ارزشمند باقی بمانند.
در نهایت باید گفت هیچ معیار واحدی برای انتخاب بهترین بازی تاریخ وجود ندارد. برخی افراد داستان را مهمترین عنصر میدانند، برخی گیمپلی را ترجیح میدهند و برخی دیگر به نوآوری یا تأثیر فرهنگی اهمیت میدهند. به همین دلیل تهیه فهرستی از بهترین بازیهای تاریخ کار آسانی نیست و نیازمند بررسی عوامل مختلف است.
در این مقاله تلاش کردهایم با در نظر گرفتن مجموعهای از معیارهای معتبر، ۱۰۰ بازی برتر تاریخ را معرفی کنیم؛ آثاری که نهتنها در زمان انتشار موفق بودهاند، بلکه توانستهاند جایگاه خود را در تاریخ صنعت گیم حفظ کنند.
معیارهای انتخاب ۱۰۰ بازی برتر تاریخ
انتخاب بهترین بازیهای تاریخ همیشه موضوعی بحثبرانگیز بوده است. هر بازیکن فهرست مخصوص به خود را دارد و سلیقه افراد میتواند کاملاً متفاوت باشد. با این حال برای تهیه یک فهرست مرجع باید از معیارهایی استفاده کرد که تا حد امکان منصفانه و قابل اندازهگیری باشند.
اولین معیار، کیفیت گیمپلی است. گیمپلی قلب تپنده هر بازی محسوب میشود. اگر یک بازی نتواند بازیکن را سرگرم کند، حتی بهترین داستان و گرافیک نیز نمیتواند آن را نجات دهد. به همین دلیل بازیهایی که مکانیکهای جذاب، متنوع و ماندگار ارائه کردهاند، امتیاز بالاتری دریافت میکنند.
دومین معیار، نوآوری است. بسیاری از بازیهای این فهرست به دلیل معرفی ایدههایی جدید انتخاب شدهاند. این نوآوری ممکن است در گیمپلی، طراحی مراحل، سیستم مبارزه، روایت داستان یا حتی فناوریهای فنی بازی دیده شود.
معیار سوم، تأثیرگذاری بر صنعت گیم است. برخی بازیها تنها موفق نبودند، بلکه مسیر آینده صنعت را تغییر دادند. اگر پس از انتشار یک بازی، دهها عنوان دیگر از آن الهام گرفته باشند، نشاندهنده اهمیت تاریخی آن اثر است.
چهارمین معیار، کیفیت داستان و شخصیتپردازی است. هرچند همه بازیهای بزرگ به داستان متکی نیستند، اما آثاری که توانستهاند روایتهای فراموشنشدنی خلق کنند، جایگاه ویژهای در این رتبهبندی دارند.
معیار بعدی، موفقیت نزد منتقدان است. برای تهیه این فهرست از امتیازهای وبسایتهای معتبر نقد بازی، جوایز سال و نظر کارشناسان صنعت استفاده شده است. بازیهایی که در زمان انتشار تحسین گسترده منتقدان را به دست آوردهاند، شانس بیشتری برای حضور در رتبههای بالا دارند.
موفقیت تجاری نیز اهمیت دارد. فروش بالا بهتنهایی نشانه کیفیت نیست، اما نشان میدهد که بازی توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند. به همین دلیل آمار فروش نیز یکی از عوامل بررسیشده در این مقاله است.
عامل مهم دیگر، ماندگاری است. برخی بازیها هنگام انتشار بسیار محبوب هستند اما پس از چند سال فراموش میشوند. در مقابل برخی آثار حتی پس از یک یا دو دهه همچنان درباره آنها صحبت میشود. ماندگاری یکی از نشانههای اصلی کیفیت واقعی یک بازی است.
همچنین جامعه بازیکنان در رتبهبندی نقش دارد. بازیهایی که جامعه فعال، مادسازها، مسابقات حرفهای یا محتوای کاربری گسترده دارند، معمولاً تأثیر عمیقتری بر صنعت گیم میگذارند.
یکی دیگر از معیارها، تنوع ژانری است. هدف این مقاله معرفی بهترین بازیهای تاریخ در کل صنعت گیم است، نه فقط یک سبک خاص. بنابراین آثاری از ژانرهای مختلف از جمله نقشآفرینی، اکشن، شوتر، استراتژی، ترسناک، ورزشی، آنلاین و جهانباز در فهرست حضور خواهند داشت.
در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که هیچ رتبهبندی نمیتواند کاملاً بینقص باشد. برخی بازیهای محبوب ممکن است جایگاهی پایینتر از انتظار برخی مخاطبان داشته باشند و برخی دیگر بالاتر قرار بگیرند. هدف این فهرست ارائه تصویری جامع از مهمترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی است.
بهترین بازیهای تاریخ

رتبه ۱۰۰: Portal 2 (2011)
Portal 2 یکی از خلاقانهترین بازیهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود. استودیوی Valve در این اثر ثابت کرد که یک بازی معمایی نیز میتواند به اندازه بزرگترین آثار اکشن و نقشآفرینی جذاب، سرگرمکننده و تأثیرگذار باشد. داستان بازی در مرکز تحقیقاتی Aperture Science جریان دارد؛ جایی که بازیکن بار دیگر کنترل شخصیت Chell را بر عهده میگیرد و باید با استفاده از تفنگ پورتال از مجموعهای از آزمایشهای پیچیده عبور کند.
مهمترین نقطه قوت Portal 2 طراحی مراحل آن است. تقریباً هر مرحله ایدهای جدید ارائه میدهد و بازیکن را مجبور میکند به شیوهای متفاوت فکر کند. استفاده از قوانین فیزیک، پرش میان پورتالها و ترکیب عناصر مختلف محیطی باعث شدهاند روند بازی تا آخرین لحظه تازه و هیجانانگیز باقی بماند.
از سوی دیگر شخصیتهای بازی نیز نقش مهمی در موفقیت آن داشتهاند. GLaDOS و Wheatley جزو بهیادماندنیترین شخصیتهای تاریخ Valve محسوب میشوند و دیالوگهای طنزآمیز آنها به جذابیت بازی اضافه میکند. بخش همکاری دونفره نیز یکی از بهترین تجربههای Co-op تاریخ را ارائه میدهد.
Portal 2 شاید از نظر وسعت با بازیهای جهانباز قابل مقایسه نباشد، اما کیفیت مثالزدنی طراحی آن باعث شده بسیاری از منتقدان از آن به عنوان یکی از کاملترین بازیهای ساختهشده یاد کنند.
رتبه ۹۹: Inside (2016)
Inside نمونهای درخشان از قدرت روایت در بازیهای ویدیویی است. این اثر مستقل که توسط استودیوی Playdead ساخته شد، بدون استفاده از دیالوگ یا توضیحات مستقیم موفق میشود داستانی رازآلود و چندلایه را به مخاطب منتقل کند.
بازیکن در نقش پسربچهای قرار میگیرد که در دنیایی تاریک و تحت سلطه نیروهای ناشناخته در حال فرار است. از همان لحظات ابتدایی، حس اضطراب و ناامنی به شکل هوشمندانهای به بازیکن منتقل میشود. طراحی محیط، نورپردازی و صداگذاری به گونهای انجام شدهاند که حتی سکوت نیز بخشی از روایت به نظر میرسد.
گیمپلی بازی بر پایه حل معماهای محیطی و عبور از موانع شکل گرفته است. اما برخلاف بسیاری از بازیهای مشابه، Inside دائماً ایدههای تازه معرفی میکند و اجازه نمیدهد روند بازی تکراری شود. هر مرحله چالشها و شگفتیهای جدیدی برای بازیکن به همراه دارد.
پایانبندی عجیب و بحثبرانگیز بازی نیز یکی از دلایل شهرت آن است. سالها پس از انتشار، هنوز تحلیلهای مختلفی درباره مفهوم داستان و پایان آن منتشر میشود. Inside ثابت کرد که یک بازی مستقل با بودجه محدود نیز میتواند در کنار بزرگترین آثار تاریخ صنعت گیم قرار بگیرد.
رتبه ۹۸: StarCraft (1998)
StarCraft یکی از مهمترین بازیهای استراتژی تاریخ و یکی از تأثیرگذارترین آثار استودیوی Blizzard محسوب میشود. این بازی در زمانی منتشر شد که ژانر RTS در اوج محبوبیت قرار داشت، اما توانست استانداردهای جدیدی برای این سبک تعریف کند.
یکی از مهمترین ویژگیهای StarCraft سه نژاد کاملاً متفاوت آن است. Terran، Protoss و Zerg هرکدام سبک بازی، واحدها و استراتژیهای خاص خود را دارند. این تفاوتها باعث شدهاند هر مسابقه احساس منحصربهفردی داشته باشد و بازیکنان مجبور شوند دائماً تاکتیکهای خود را تغییر دهند.
علاوه بر بخش داستانی قدرتمند، بخش چندنفره بازی نیز نقش مهمی در موفقیت آن داشت. StarCraft یکی از نخستین بازیهایی بود که مفهوم ورزش الکترونیکی را به معنای واقعی کلمه وارد جریان اصلی صنعت گیم کرد. مسابقات حرفهای آن بهویژه در کره جنوبی محبوبیتی باورنکردنی پیدا کردند.
حتی پس از گذشت بیش از دو دهه، بسیاری از طراحان بازی StarCraft را نمونهای بینقص از تعادل گیمپلی میدانند. تأثیر این بازی بر ژانر استراتژی و شکلگیری ورزشهای الکترونیکی مدرن همچنان قابل مشاهده است.
رتبه ۹۷: BioShock (2007)
BioShock یکی از متفاوتترین شوترهای اولشخص تاریخ است. این بازی بازیکن را به شهر زیرآبی Rapture میبرد؛ شهری که زمانی قرار بود آرمانشهری برای نخبگان باشد اما اکنون به ویرانهای ترسناک تبدیل شده است.
چیزی که BioShock را از بسیاری از شوترهای دیگر متمایز میکند، تمرکز آن بر روایت و مفاهیم فلسفی است. بازی پرسشهایی درباره اختیار، قدرت و ماهیت انسان مطرح میکند و بازیکن را وادار میسازد فراتر از تیراندازی به داستان توجه کند.
گیمپلی بازی ترکیبی از سلاحهای گرم و تواناییهای ژنتیکی موسوم به Plasmid است. این سیستم به بازیکن آزادی عمل زیادی میدهد و امکان خلق سبکهای مختلف مبارزه را فراهم میکند.
طراحی هنری الهامگرفته از سبک آرت دکو، موسیقی فراموشنشدنی و یکی از مشهورترین پیچشهای داستانی تاریخ بازیهای ویدیویی، BioShock را به اثری ماندگار تبدیل کردهاند. این بازی نشان داد که بازیهای ویدیویی نیز میتوانند روایتهایی پیچیده و عمیق ارائه دهند.
رتبه ۹۶: Hades (2020)
Hades یکی از موفقترین بازیهای مستقل سالهای اخیر است. استودیوی Supergiant Games با این اثر توانست سبک روگلایک را به سطحی جدید برساند و میلیونها بازیکن را جذب کند.
در بازی، بازیکن کنترل Zagreus، فرزند هادس، را بر عهده دارد که تلاش میکند از دنیای زیرین فرار کند. هر بار شکست خوردن بخشی از روند پیشرفت بازی است و برخلاف بسیاری از آثار مشابه، مرگ در Hades به پیشرفت داستان و روابط شخصیتها کمک میکند.
مبارزات سریع، روان و اعتیادآور هستند و هر بار تجربهای متفاوت ایجاد میکنند. ترکیب سلاحهای مختلف با قدرتهای خدایان یونان باستان باعث میشود صدها سبک بازی متفاوت شکل بگیرد.
علاوه بر گیمپلی، شخصیتپردازی و دیالوگهای بازی نیز تحسین گستردهای دریافت کردند. تقریباً تمام شخصیتهای بازی جذاب، بهیادماندنی و دارای پیشینهای غنی هستند.
Hades نمونهای عالی از این است که چگونه یک بازی مستقل میتواند با کیفیتی در حد آثار AAA ساخته شود و جایگاهی در میان بهترین بازیهای تاریخ پیدا کند.
رتبه ۹۵: Silent Hill 2 (2001)
Silent Hill 2 برای بسیاری از طرفداران ژانر وحشت، بهترین بازی ترسناک تاریخ محسوب میشود. این اثر فراتر از ترسهای ناگهانی و هیولاهای عجیب عمل میکند و بر وحشت روانشناختی تمرکز دارد.
داستان بازی درباره جیمز ساندرلند است که پس از دریافت نامهای عجیب از همسر فوتشده خود، راهی شهر مهآلود Silent Hill میشود. در طول بازی، مرز میان واقعیت، گناه، پشیمانی و توهم به تدریج از بین میرود.
فضاسازی فوقالعاده، موسیقی شاهکار آکیرا یامائوکا و طراحی موجودات نمادین باعث شدهاند Silent Hill 2 همچنان اثری منحصربهفرد باقی بماند. بسیاری از هیولاهای بازی بازتابی از وضعیت روحی شخصیت اصلی هستند و به روایت داستان کمک میکنند.
تأثیر این بازی بر ژانر وحشت آنقدر زیاد بوده که هنوز هم بسیاری از آثار ترسناک مدرن از آن الهام میگیرند. Silent Hill 2 نمونهای کمنظیر از ترکیب هنر، روانشناسی و گیمپلی در قالب یک بازی ویدیویی است.
رتبه ۹۴: Diablo II (2000)
در میان بازیهای نقشآفرینی اکشن، کمتر اثری توانسته تأثیری مشابه Diablo II بر صنعت گیم بگذارد. شاهکار بلیزارد نهتنها یکی از محبوبترین بازیهای زمان خود بود، بلکه فرمولی را پایهگذاری کرد که هنوز هم دهها بازی مدرن از آن استفاده میکنند.
داستان بازی در دنیای تاریک Sanctuary جریان دارد؛ جایی که نیروهای جهنمی بار دیگر جهان را تهدید میکنند. بازیکن میتواند از میان چند کلاس مختلف شخصیت خود را انتخاب کند و در سفری طولانی به مبارزه با هیولاها، شیاطین و باسهای قدرتمند بپردازد.
بزرگترین نقطه قوت Diablo II سیستم جمعآوری آیتمها یا Loot است. تقریباً هر دشمن ممکن است آیتمی ارزشمند رها کند و همین موضوع حس اعتیادآور «فقط یک مرحله دیگر» را ایجاد میکند. پیدا کردن سلاحها و زرههای افسانهای برای بسیاری از بازیکنان به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل شد.
علاوه بر بخش تکنفره، قابلیت بازی آنلاین و تجارت میان بازیکنان نیز نقش مهمی در موفقیت Diablo II داشت. این بازی سالها جامعهای فعال را حفظ کرد و حتی امروزه نیز طرفداران وفادار خود را دارد.
اگر بسیاری از بازیهای مدرن Loot-Based را دنبال کرده باشید، احتمالاً ریشه بسیاری از مکانیکهای آنها را میتوان در Diablo II پیدا کرد. این اثر یکی از مهمترین ستونهای تاریخ ژانر اکشن نقشآفرینی محسوب میشود.
رتبه ۹۳: Mass Effect 2 (2010)
Mass Effect 2 یکی از بهترین بازیهای علمیتخیلی تاریخ و بدون شک یکی از مهمترین آثار استودیوی BioWare است. این بازی توانست نقشآفرینی، داستانگویی سینمایی و تصمیمگیریهای اخلاقی را به شکلی کمنظیر با یکدیگر ترکیب کند.
بازیکن در نقش فرمانده شپرد قرار میگیرد؛ شخصیتی که باید تیمی از افراد مختلف را گرد هم آورد تا با تهدیدی عظیم علیه کهکشان مقابله کند. هر عضو تیم پیشینه، انگیزهها و داستان شخصی خاص خود را دارد و همین موضوع باعث شده شخصیتهای بازی عمق قابل توجهی داشته باشند.
یکی از ویژگیهای برجسته Mass Effect 2 تأثیر تصمیمات بازیکن بر روند داستان است. انتخابهای مختلف میتوانند سرنوشت شخصیتها و حتی پایان بازی را تغییر دهند. این سطح از آزادی در زمان انتشار بازی بسیار تحسینبرانگیز بود.
گیمپلی نیز نسبت به نسخه اول پیشرفت چشمگیری داشت. مبارزات روانتر شدند و ترکیب تیراندازی و تواناییهای ویژه، نبردها را هیجانانگیزتر کرد. در کنار آن، موسیقی و فضاسازی علمیتخیلی بازی حس حضور در یک حماسه فضایی بزرگ را به بازیکن منتقل میکند.
بسیاری از طرفداران ژانر RPG هنوز هم Mass Effect 2 را یکی از کاملترین نمونههای داستانگویی تعاملی در صنعت بازی میدانند؛ اثری که استانداردهای جدیدی برای بازیهای نقشآفرینی غربی تعریف کرد.
رتبه ۹۲: Journey (2012)
برخی بازیها برای سرگرم کردن ساخته میشوند و برخی دیگر تلاش میکنند احساسات مخاطب را درگیر کنند. Journey در دسته دوم قرار میگیرد. این اثر هنری ساخته استودیوی Thatgamecompany یکی از احساسیترین و شاعرانهترین تجربههای تاریخ بازیهای ویدیویی است.
بازیکن کنترل شخصیتی ناشناس را بر عهده میگیرد که در بیابانی وسیع به سوی کوهی دوردست حرکت میکند. در ظاهر، داستان بسیار ساده است؛ اما هرچه سفر ادامه پیدا میکند، مفاهیم عمیقتری درباره زندگی، امید، تنهایی و تلاش آشکار میشوند.
یکی از نوآورانهترین ویژگیهای Journey سیستم چندنفره آن است. بازیکنان ممکن است در طول مسیر با فرد دیگری ملاقات کنند، بدون آنکه بتوانند با او صحبت کنند یا حتی نامش را بدانند. این ارتباط خاموش و کوتاه، تجربهای منحصربهفرد خلق میکند که بسیاری از بازیکنان هرگز فراموش نمیکنند.
طراحی هنری بازی نیز خیرهکننده است. استفاده از رنگها، نورپردازی و موسیقی فوقالعاده آستین وینتوری باعث شده Journey بیشتر شبیه یک اثر هنری تعاملی باشد تا یک بازی معمولی.
اگرچه Journey نسبت به بسیاری از بازیهای این فهرست کوتاهتر است، اما تأثیری که بر مخاطب میگذارد بسیار عمیقتر از مدت زمان آن است. به همین دلیل این اثر جایگاه ویژهای در تاریخ بازیهای مستقل دارد.
رتبه ۹۱: Age of Empires II (1999)
Age of Empires II یکی از محبوبترین و ماندگارترین بازیهای استراتژی تاریخ است. این بازی نهتنها میلیونها نفر را با دنیای RTS آشنا کرد، بلکه برای بسیاری از بازیکنان نخستین تجربه مدیریت یک تمدن تاریخی بود.
بازی به بازیکن اجازه میدهد کنترل تمدنهای مختلفی را بر عهده بگیرد، منابع جمعآوری کند، ارتش بسازد و با دشمنان وارد نبرد شود. هر تمدن دارای ویژگیها، واحدها و استراتژیهای خاص خود است که تنوع بالایی به گیمپلی میبخشد.
کمپینهای داستانی بازی نیز یکی از نقاط قوت اصلی آن هستند. روایت زندگی شخصیتهای تاریخی مانند صلاحالدین ایوبی، ژاندارک و چنگیزخان باعث شد بسیاری از بازیکنان علاقه بیشتری به تاریخ پیدا کنند.
اما مهمترین دلیل موفقیت Age of Empires II ماندگاری فوقالعاده آن است. بیش از ۲۵ سال پس از انتشار، این بازی همچنان جامعهای فعال دارد، بهروزرسانی دریافت میکند و مسابقات حرفهای آن برگزار میشود. کمتر اثری در صنعت گیم توانسته چنین عمر طولانی و موفقی داشته باشد.
Age of Empires II نمونهای کمنظیر از طراحی هوشمندانه، تعادل گیمپلی و ارزش تکرار بالا است؛ ویژگیهایی که آن را به یکی از بهترین بازیهای استراتژی تمام دوران تبدیل کردهاند.
رتبه ۹۰: Deus Ex (2000)
در تاریخ بازیهای ویدیویی، برخی آثار نهتنها موفق ظاهر میشوند، بلکه تعریف بازیکنان از یک ژانر را برای همیشه تغییر میدهند. Deus Ex دقیقاً یکی از همین بازیهاست. این اثر کلاسیک ساخته استودیوی Ion Storm توانست عناصر شوتر اولشخص، نقشآفرینی، مخفیکاری و داستانسرایی را به شکلی کمنظیر با یکدیگر ترکیب کند.
داستان بازی در آیندهای سایبرپانکی روایت میشود؛ جهانی که در آن فناوری، دولتها و شرکتهای بزرگ کنترل بخش بزرگی از زندگی انسانها را در اختیار گرفتهاند. بازیکن در نقش JC Denton قرار میگیرد؛ مأموری که به تدریج درگیر توطئههایی عظیم میشود و باید درباره سرنوشت جهان تصمیم بگیرد.
مهمترین ویژگی Deus Ex آزادی عمل فوقالعاده آن است. تقریباً هر مأموریت را میتوان به روشهای مختلف انجام داد؛ از نفوذ مخفیانه گرفته تا هک کردن سیستمها یا ورود مستقیم به درگیریها. این سطح از آزادی در زمان انتشار بازی بسیار جلوتر از دوران خود بود.
بسیاری از بازیهای مدرن مانند Dishonored، Cyberpunk 2077 و Prey تحت تأثیر ایدههای Deus Ex ساخته شدهاند. اگرچه گرافیک بازی امروز قدیمی به نظر میرسد، اما طراحی سیستمها و آزادی انتخاب آن همچنان تحسینبرانگیز است.
رتبه ۸۹: Burnout 3: Takedown (2004)
در دورانی که بسیاری از بازیهای مسابقهای روی شبیهسازی واقعگرایانه تمرکز داشتند، Burnout 3 راه متفاوتی را انتخاب کرد. این بازی هیجان، سرعت و تخریب را در مرکز تجربه قرار داد و یکی از سرگرمکنندهترین بازیهای ریسینگ تاریخ را خلق کرد.
مهمترین ویژگی بازی سیستم Takedown بود؛ قابلیتی که به بازیکنان اجازه میداد خودروهای رقیب را از مسیر خارج کنند و تصادفهای عظیم ایجاد کنند. این مکانیک باعث شد هر مسابقه به میدان نبردی پرتنش تبدیل شود.
احساس سرعت در Burnout 3 هنوز هم مثالزدنی است. طراحی جادهها، موسیقی پرانرژی و انفجارهای دیدنی تجربهای خلق میکنند که کمتر بازی مسابقهای توانسته مشابه آن را ارائه دهد.
بازی همچنین حالتهای متنوعی داشت که ساعتها سرگرمی در اختیار بازیکنان قرار میداد. بسیاری از طرفداران سبک ریسینگ هنوز هم Burnout 3 را یکی از بهترین آثار این ژانر میدانند.
رتبه ۸۸: Dishonored (2012)
Dishonored یکی از موفقترین بازیهای مخفیکاری و اکشن دهه ۲۰۱۰ محسوب میشود. استودیوی Arkane با این بازی توانست روح آثار کلاسیکی مانند Deus Ex و Thief را با طراحی مدرن ترکیب کند.
بازیکن در نقش Corvo Attano قرار میگیرد؛ محافظی که به اشتباه متهم به قتل امپراتریس شده و حالا باید برای انتقام و کشف حقیقت تلاش کند. داستان بازی در شهر صنعتی و طاعونزده Dunwall جریان دارد؛ شهری که طراحی هنری آن یکی از نقاط قوت اصلی بازی محسوب میشود.
مهمترین ویژگی Dishonored آزادی فوقالعاده در انجام مأموریتهاست. بازیکن میتواند دشمنان را مخفیانه از میان بردارد، بدون کشتن مراحل را به پایان برساند یا به شکلی تهاجمی وارد نبرد شود.
قدرتهای فراطبیعی Corvo نیز تنوع زیادی به گیمپلی میبخشند. قابلیتهایی مانند جابهجایی لحظهای یا کنترل دشمنان باعث میشوند هر بازیکن سبک مخصوص خود را پیدا کند.
Dishonored نمونهای عالی از طراحی مرحله و آزادی عمل است و به همین دلیل جایگاه ویژهای در تاریخ بازیهای مخفیکاری دارد.
رتبه ۸۷: Prince of Persia: The Sands of Time (2003)
پیش از آنکه Assassin’s Creed به یکی از بزرگترین فرنچایزهای صنعت گیم تبدیل شود، Ubisoft با Prince of Persia: The Sands of Time انقلابی در بازیهای اکشن ماجراجویی ایجاد کرد.
داستان بازی درباره شاهزادهای جوان است که به اشتباه شنهای زمان را آزاد میکند و باید برای نجات پادشاهی خود تلاش کند. روایت داستان، رابطه شاهزاده و فرح و لحن خاص بازی باعث شد این اثر فراتر از یک بازی اکشن معمولی ظاهر شود.
اما مهمترین نوآوری بازی سیستم کنترل زمان بود. بازیکن میتوانست زمان را به عقب بازگرداند و اشتباهات خود را اصلاح کند. این مکانیک نهتنها مبارزات را جذابتر کرد، بلکه طراحی مراحل و معماها را نیز متحول ساخت.
حرکات پارکور روان و طراحی محیطهای زیبا باعث شدند بازی در زمان خود تجربهای کاملاً متفاوت ارائه دهد. بسیاری از ایدههایی که بعدها در Assassin’s Creed مشاهده کردیم، نخستین بار در Sands of Time شکل گرفتند.
رتبه ۸۶: Left 4 Dead 2 (2009)
Valve بار دیگر با Left 4 Dead 2 ثابت کرد که در ساخت بازیهای چندنفره مهارت ویژهای دارد. این بازی همکاری تیمی را به یکی از مهمترین عناصر گیمپلی تبدیل کرد و تجربهای خلق نمود که هنوز هم طرفداران زیادی دارد.
بازیکنان در نقش بازماندگان آخرالزمان زامبیها قرار میگیرند و باید در کنار یکدیگر از میان موجهای بیپایان دشمنان عبور کنند. چیزی که بازی را متمایز میکند سیستم هوشمند AI Director است که دائماً شرایط بازی را تغییر میدهد.
به همین دلیل هیچ دو مرحلهای کاملاً مشابه یکدیگر نیستند. گاهی منابع کمیاب میشوند، گاهی دشمنان ناگهان حمله میکنند و گاهی مسیرهای جدیدی ایجاد میشود.
Left 4 Dead 2 همچنان یکی از بهترین نمونههای طراحی بازیهای Co-op محسوب میشود و تأثیر آن بر بسیاری از آثار چندنفره مدرن دیده میشود.
رتبه۸۵: Alien: Isolation (2014)
Alien: Isolation یکی از بهترین و ترسناکترین بازیهای تاریخ است؛ اثری که موفق شد روح فیلم کلاسیک Alien را به شکلی کمنظیر به دنیای بازیهای ویدیویی منتقل کند. برخلاف بسیاری از بازیهای ترسناک که بر اکشن و درگیری مستقیم تمرکز دارند، این بازی بازیکن را در موقعیتی قرار میدهد که فرار و پنهان شدن اغلب تنها راه زنده ماندن است.
داستان بازی درباره آماندا ریپلی، دختر الن ریپلی، است که برای کشف حقیقت ناپدید شدن مادرش به ایستگاه فضایی Sevastopol سفر میکند. اما خیلی زود متوجه میشود موجودی مرگبار در ایستگاه پرسه میزند و هر لحظه میتواند او را شکار کند.
بزرگترین نقطه قوت Alien: Isolation هوش مصنوعی بینظیر موجود فضایی است. زینومورف از الگوی مشخصی پیروی نمیکند و رفتار آن دائماً تغییر میکند. همین موضوع باعث میشود بازیکن هرگز احساس امنیت نکند و تنش بازی از ابتدا تا پایان حفظ شود.
طراحی هنری فوقالعاده، فضاسازی خفقانآور، صداگذاری کمنظیر و وفاداری به فضای فیلم اصلی باعث شدهاند Alien: Isolation به یکی از موفقترین اقتباسهای تاریخ سینما در دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل شود. بسیاری از منتقدان و طرفداران ژانر وحشت، این اثر را بهترین بازی ترسناک دهه ۲۰۱۰ و یکی از برترین آثار ترس و بقا در تمام دوران میدانند.
رتبه ۸۴: XCOM: Enemy Unknown (2012)
بازسازی موفق XCOM نشان داد که بازیهای استراتژی نوبتی هنوز هم میتوانند محبوب و هیجانانگیز باشند. بازیکن فرمانده سازمانی مخفی است که باید زمین را در برابر حمله بیگانگان نجات دهد.
مبارزات تاکتیکی عمیق، مدیریت منابع و تصمیمات دشوار باعث میشوند هر انتخاب اهمیت زیادی داشته باشد. مرگ دائمی سربازان نیز سطح تنش را افزایش میدهد و بازیکن را مجبور میکند با دقت بیشتری برنامهریزی کند.
XCOM: Enemy Unknown یکی از بهترین نمونههای استراتژی مدرن محسوب میشود و نقش مهمی در احیای این ژانر داشت.
رتبه ۸۳: Metroid Prime (2002)
انتقال سری Metroid به فضای سهبعدی کار بسیار دشواری بود، اما Retro Studios موفق شد یکی از بهترین بازیهای ماجراجویی تاریخ را خلق کند.
Metroid Prime حس اکتشاف را به شکلی فوقالعاده منتقل میکند. بازیکن در نقش Samus Aran وارد سیارهای ناشناخته میشود و به تدریج اسرار آن را کشف میکند. طراحی محیطها، موسیقی و فضاسازی بازی هنوز هم تحسینبرانگیز هستند.
این بازی نمونهای درخشان از تبدیل موفق یک فرنچایز دوبعدی به تجربهای سهبعدی محسوب میشود.
رتبه ۸۲: FTL: Faster Than Light (2012)
FTL یکی از موفقترین بازیهای مستقل تاریخ است. بازیکن فرمانده یک سفینه فضایی است که باید پیام مهمی را به مقصد برساند، در حالی که دائماً تحت تعقیب دشمنان قرار دارد.
مدیریت خدمه، منابع و سیستمهای سفینه هسته اصلی گیمپلی را تشکیل میدهد. هر تصمیم میتواند سرنوشت مأموریت را تغییر دهد و همین موضوع ارزش تکرار بازی را بسیار بالا برده است.
سادگی ظاهری FTL نباید فریبدهنده باشد؛ زیرا در پس این ظاهر ساده یکی از عمیقترین تجربههای استراتژیک سالهای اخیر قرار دارد.
رتبه ۸۱: Papers, Please (2013)
کمتر بازیای توانسته مانند Papers, Please مفاهیم سیاسی و اخلاقی را در قالب گیمپلی ارائه دهد. بازیکن در نقش مأمور کنترل مرزی کشوری خیالی قرار میگیرد و باید درباره ورود یا عدم ورود افراد تصمیم بگیرد.
در ظاهر، کار بازیکن بررسی مدارک است؛ اما به تدریج با انتخابهای دشوار اخلاقی روبهرو میشود. آیا باید قوانین را رعایت کند یا به افراد نیازمند کمک کند؟ آیا خانواده خود را در اولویت قرار دهد یا انسانیت را؟
Papers, Please ثابت کرد که بازیهای ویدیویی میتوانند موضوعات جدی و پیچیده را به شکلی تعاملی و تأثیرگذار مطرح کنند. این اثر یکی از خلاقانهترین بازیهای مستقل تاریخ محسوب میشود.
رتبه ۸۰: System Shock 2 (1999)
پیش از آنکه BioShock و بسیاری از شوترهای داستانمحور مدرن متولد شوند، System Shock 2 مسیر را برای آنها هموار کرده بود. این بازی ترکیبی کمنظیر از شوتر اولشخص، نقشآفرینی، بقا و وحشت علمیتخیلی ارائه میکرد؛ ترکیبی که در زمان خود بسیار جاهطلبانه محسوب میشد.
داستان بازی در سفینهای فضایی به نام Von Braun جریان دارد؛ جایی که تقریباً تمام خدمه آن توسط موجوداتی جهشیافته کشته یا آلوده شدهاند. بازیکن در فضایی سرشار از تنش، کمبود منابع و خطر دائمی باید برای بقا تلاش کند. برخلاف بسیاری از بازیهای اکشن، در System Shock 2 احساس قدرت مطلق ندارید. مهمات محدود است، دشمنان خطرناک هستند و هر تصمیم اهمیت دارد.
یکی از مهمترین نقاط قوت بازی، روایت داستان از طریق محیط و فایلهای صوتی است. این روش بعدها به یکی از محبوبترین شیوههای داستانگویی در صنعت گیم تبدیل شد. همچنین حضور هوش مصنوعی معروف SHODAN هنوز هم در میان بهترین شخصیتهای منفی تاریخ بازیهای ویدیویی قرار دارد.
اگرچه گرافیک بازی امروز قدیمی به نظر میرسد، اما طراحی سیستمها، اتمسفر و داستان آن همچنان تحسینبرانگیز است و بسیاری آن را یکی از مهمترین بازیهای تاریخ میدانند.
رتبه ۷۹: Celeste (2018)
Celeste در ظاهر یک پلتفرمر مستقل ساده به نظر میرسد، اما در واقع یکی از عمیقترین و تأثیرگذارترین بازیهای دهه اخیر است. این بازی داستان دختری به نام Madeline را روایت میکند که تصمیم میگیرد از کوه Celeste بالا برود؛ سفری که به استعارهای از مبارزه با اضطراب، ترس و مشکلات درونی تبدیل میشود.
گیمپلی بازی بسیار دقیق و چالشبرانگیز است. هر مرحله نیازمند زمانبندی مناسب، واکنش سریع و تسلط کامل بر حرکات شخصیت است. با این حال بازی هرگز ناعادلانه عمل نمیکند و هر شکست به بازیکن انگیزه میدهد تا دوباره تلاش کند.
در کنار گیمپلی عالی، داستان احساسی و موسیقی فوقالعاده Lena Raine نقش مهمی در موفقیت بازی داشتهاند. Celeste توانست نشان دهد که بازیهای مستقل میتوانند موضوعات مهم روانشناختی را به شکلی محترمانه و تأثیرگذار مطرح کنند.
امروزه Celeste نهتنها یکی از بهترین بازیهای مستقل تاریخ، بلکه یکی از بهترین پلتفرمرهای تمام دوران محسوب میشود.
رتبه ۷۸: Warcraft III: Reign of Chaos (2002)
Warcraft III یکی از تأثیرگذارترین بازیهای استراتژی تاریخ است. این اثر بلیزارد نهتنها ژانر RTS را متحول کرد، بلکه زمینه تولد یکی از محبوبترین سبکهای بازی یعنی MOBA را نیز فراهم آورد.
داستان بازی در دنیای فانتزی Azeroth جریان دارد و روایت شخصیتهایی مانند Arthas Menethil هنوز هم از بهترین داستانهای تاریخ بلیزارد محسوب میشود. سقوط تدریجی Arthas به یکی از ماندگارترین تراژدیهای صنعت گیم تبدیل شده است.
گیمپلی بازی نیز تحول بزرگی نسبت به آثار قبلی RTS ایجاد کرد. اضافه شدن قهرمانان با قابلیتهای ویژه باعث شد نبردها تاکتیکیتر و شخصیتر شوند. همچنین ابزار ساخت نقشه بازی به جامعه کاربران اجازه داد محتوای بیشماری تولید کنند.
از دل همین ابزار بود که نقشه معروف Defense of the Ancients یا همان Dota متولد شد؛ اثری که بعدها به یکی از بزرگترین ژانرهای تاریخ بازیهای آنلاین تبدیل شد.
رتبه ۷۷: Tony Hawk’s Pro Skater 2 (2000)
در اوایل دهه ۲۰۰۰ کمتر بازی ورزشی توانست محبوبیتی مشابه Tony Hawk’s Pro Skater 2 به دست آورد. این بازی اسکیتسواری را به تجربهای سرگرمکننده، سریع و اعتیادآور تبدیل کرد.
کنترل روان، مراحل خلاقانه و آزادی عمل بالا باعث شدند بازیکنان ساعتها برای ثبت رکوردهای جدید تلاش کنند. ترکیب حرکات مختلف و ساخت زنجیرههای طولانی از ترفندها، یکی از لذتبخشترین سیستمهای امتیازگیری تاریخ بازیهای ورزشی را ایجاد کرد.
موسیقی بازی نیز نقش مهمی در موفقیت آن داشت. بسیاری از بازیکنان هنوز هم آهنگهای این اثر را به یاد دارند. Tony Hawk’s Pro Skater 2 نهتنها بهترین بازی اسکیتسواری تاریخ محسوب میشود، بلکه یکی از مهمترین آثار ورزشی صنعت گیم نیز هست.
رتبه ۷۶: Hollow Knight (2017)
Hollow Knight یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ بازیهای مستقل است. این بازی توسط تیمی کوچک ساخته شد، اما کیفیت آن در حد بسیاری از آثار بزرگ AAA قرار دارد.
داستان در سرزمین متروکه Hallownest جریان دارد؛ دنیایی تاریک و مرموز که بازیکن باید اسرار آن را کشف کند. روایت بازی به صورت غیرمستقیم انجام میشود و بازیکن از طریق اکتشاف محیط به حقیقت نزدیکتر میشود.
مبارزات دقیق، باسفایتهای چالشبرانگیز و طراحی فوقالعاده نقشه باعث شدهاند Hollow Knight به یکی از بهترین آثار سبک Metroidvania تبدیل شود. همچنین طراحی هنری دستساز و موسیقی فوقالعاده بازی، فضایی منحصربهفرد ایجاد کردهاند.
امروزه بسیاری از منتقدان Hollow Knight را یکی از بهترین بازیهای مستقل تاریخ میدانند.
رتبه ۷۵: Civilization IV (2005)
Civilization IV یکی از کاملترین نسخههای مجموعه مشهور Civilization است. این بازی به بازیکن اجازه میدهد یک تمدن را از دوران باستان تا عصر مدرن هدایت کند و درباره تمام جنبههای آن تصمیم بگیرد.
آنچه Civilization IV را متمایز میکند، عمق استراتژیک فوقالعاده آن است. جنگ، دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و فناوری همگی در موفقیت یک تمدن نقش دارند. هر بازی داستان منحصربهفرد خود را خلق میکند و همین موضوع ارزش تکرار بازی را بسیار بالا برده است.
این اثر نمونهای درخشان از طراحی بازیهای استراتژی نوبتی محسوب میشود و هنوز هم طرفداران زیادی دارد.
رتبه ۷۴: Max Payne (2001)
Max Payne با معرفی مکانیک مشهور Bullet Time انقلابی در بازیهای اکشن ایجاد کرد. این قابلیت به بازیکن اجازه میداد زمان را آهسته کند و صحنههایی شبیه فیلمهای اکشن هالیوودی خلق کند.
داستان تاریک و نوآر بازی درباره پلیسی است که خانواده خود را از دست داده و به دنبال انتقام است. روایت کمیکبوکی، فضاسازی سنگین و شخصیتپردازی قوی باعث شدند Max Payne از بسیاری از شوترهای زمان خود متمایز شود.
تأثیر این بازی بر آثار اکشن بعدی به حدی بود که دهها بازی مختلف از ایده Bullet Time الهام گرفتند.
رتبه ۷۳: The Sims (2000)
The Sims یکی از موفقترین شبیهسازهای زندگی تاریخ است. این بازی به بازیکنان اجازه میدهد شخصیتهای مجازی خلق کنند، خانه بسازند، شغل پیدا کنند و زندگی روزمره آنها را مدیریت کنند.
سادگی ایده بازی در کنار آزادی بینهایت آن باعث شد میلیونها نفر در سراسر جهان جذب The Sims شوند. این بازی مخاطبانی را به صنعت گیم وارد کرد که پیشتر علاقهای به بازیهای ویدیویی نداشتند.
موفقیت عظیم The Sims آن را به یکی از پرفروشترین فرنچایزهای تاریخ تبدیل کرد.
رتبه ۷۲: Dead Space (2008)
Dead Space یکی از بهترین بازیهای ترسناک علمیتخیلی تاریخ است. این اثر بازیکن را به سفینهای متروکه میبرد که توسط موجوداتی وحشتناک تسخیر شده است.
برخلاف بسیاری از بازیهای ترسناک، Dead Space بر قطع اعضای بدن دشمنان تمرکز دارد و همین موضوع مبارزات را متفاوت میکند. طراحی صدا، فضاسازی و حس دائمی خطر باعث میشوند بازی تا پایان تنش خود را حفظ کند.
بسیاری از طرفداران ژانر وحشت، Dead Space را یکی از بهترین آثار قرن بیستویکم میدانند.
رتبه ۷۱: Animal Crossing: New Horizons (2020)
در سالی که جهان با همهگیری کرونا دستوپنجه نرم میکرد، Animal Crossing: New Horizons به پناهگاهی آرام برای میلیونها نفر تبدیل شد. این بازی تجربهای آرامشبخش درباره ساخت جزیرهای شخصی و زندگی در کنار شخصیتهای دوستداشتنی ارائه میدهد.
برخلاف بسیاری از بازیهای رقابتی، هدف اصلی در Animal Crossing لذت بردن از روند زندگی، خلاقیت و ارتباط با دیگران است. بازیکنان میتوانند خانه خود را طراحی کنند، جزیره را توسعه دهند و با دوستانشان تعامل داشته باشند.
این بازی به یکی از موفقترین عناوین تاریخ نینتندو تبدیل شد و نشان داد که گاهی آرامش و سادگی میتوانند به اندازه اکشن و هیجان جذاب باشند.
رتبه ۷۰: Command & Conquer: Red Alert 2 (2000)
در میان بازیهای استراتژی همزمان، کمتر اثری به اندازه Red Alert 2 توانسته تعادل میان سرگرمی، طنز و گیمپلی عمیق را حفظ کند. این بازی بازیکنان را به نسخهای خیالی از جنگ میان متفقین و شوروی میبرد؛ نبردی که در آن سلاحهای عجیب، فناوریهای آیندهنگر و واحدهای غیرمعمول نقش مهمی دارند.
یکی از دلایل محبوبیت بازی، تنوع بالای نیروها و استراتژیهاست. هر جناح ویژگیهای منحصربهفردی دارد و بازیکنان میتوانند با روشهای مختلف به پیروزی برسند. از حملات عظیم زمینی گرفته تا سلاحهای فوقپیشرفته، هر مسابقه داستان مخصوص خود را خلق میکند.
کمپین داستانی بازی نیز با میانپردههای زنده و شخصیتهای اغراقشده، حالوهوایی متفاوت نسبت به بسیاری از آثار همدوره خود دارد. Red Alert 2 هنوز هم برای بسیاری از بازیکنان یکی از بهترین بازیهای استراتژی تاریخ محسوب میشود.
رتبه ۶۹: Undertale (2015)
Undertale یکی از غیرمنتظرهترین موفقیتهای تاریخ بازیهای مستقل است. این بازی که تقریباً توسط یک نفر ساخته شد، توانست با ایدههای خلاقانه و روایت متفاوت خود میلیونها طرفدار پیدا کند.
در ظاهر، بازی شبیه یک نقشآفرینی کلاسیک است؛ اما خیلی زود مشخص میشود که قوانین معمول این ژانر در اینجا کاربرد ندارند. بازیکن میتواند تقریباً تمام دشمنان را بدون کشتن شکست دهد و تصمیمهای او تأثیر مستقیمی بر داستان خواهند داشت.
شخصیتهای دوستداشتنی، دیالوگهای هوشمندانه و موسیقی فوقالعاده باعث شدهاند Undertale تجربهای فراموشنشدنی باشد. این بازی ثابت کرد که برای خلق اثری ماندگار نیازی به بودجههای عظیم یا گرافیک واقعگرایانه نیست.
رتبه ۶۸: Gran Turismo 3: A-Spec (2001)
زمانی که Gran Turismo 3 منتشر شد، بسیاری آن را واقعگرایانهترین بازی مسابقهای تاریخ میدانستند. این اثر پلیاستیشن ۲ استانداردهای جدیدی برای شبیهسازی رانندگی تعریف کرد و نسل جدیدی از علاقهمندان به بازیهای اتومبیلرانی را جذب نمود.
تنوع بالای خودروها، مدلسازی دقیق فیزیک رانندگی و گرافیک خیرهکننده برای زمان خود از مهمترین نقاط قوت بازی بودند. برخلاف بسیاری از آثار آرکید، در Gran Turismo 3 موفقیت نیازمند یادگیری واقعی مهارتهای رانندگی بود.
این بازی نقش مهمی در محبوبیت جهانی مجموعه Gran Turismo ایفا کرد و هنوز هم یکی از بهترین بازیهای مسابقهای تاریخ محسوب میشود.
رتبه ۶۷: Batman: Arkham Asylum (2009)
پیش از انتشار Arkham Asylum بسیاری تصور میکردند بازیهای ابرقهرمانی هرگز نمیتوانند به کیفیت آثار بزرگ صنعت گیم برسند. استودیوی Rocksteady این تصور را کاملاً تغییر داد.
بازیکن در نقش بتمن وارد تیمارستان آرکهام میشود؛ جایی که جوکر کنترل اوضاع را به دست گرفته است. بازی به زیبایی عناصر اکشن، مخفیکاری و کارآگاهی را با یکدیگر ترکیب میکند.
سیستم مبارزات بازی به حدی موفق بود که بعدها دهها عنوان مختلف از آن الهام گرفتند. فضاسازی تاریک، شخصیتهای معروف دنیای بتمن و داستان جذاب باعث شدند Arkham Asylum به یکی از بهترین اقتباسهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شود.
رتبه ۶۶: Monkey Island 2: LeChuck’s Revenge (1991)
در دوران طلایی بازیهای ماجراجویی، Monkey Island 2 یکی از درخشانترین آثار این سبک بود. داستان دزد دریایی جوانی به نام Guybrush Threepwood با طنز هوشمندانه و معماهای خلاقانه همراه شده است.
این بازی به لطف شخصیتهای جذاب، دیالوگهای بهیادماندنی و طراحی فوقالعاده معماها هنوز هم در میان بهترین آثار ماجراجویی تاریخ قرار دارد. بسیاری از نویسندگان و طراحان بازیهای مدرن از Monkey Island به عنوان یکی از منابع الهام اصلی خود یاد میکنند.
رتبه ۶۵: Rocket League (2015)
گاهی یک ایده ساده میتواند به موفقیتی عظیم تبدیل شود. Rocket League دقیقاً چنین اثری است. ترکیب فوتبال و خودروهای موشکی در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما نتیجه یکی از سرگرمکنندهترین بازیهای چندنفره تاریخ بوده است.
یادگیری اصول اولیه بازی آسان است، اما رسیدن به مهارت بالا به صدها ساعت تمرین نیاز دارد. همین تعادل میان سادگی و عمق باعث شد Rocket League به یکی از محبوبترین ورزشهای الکترونیکی جهان تبدیل شود.
امروزه میلیونها بازیکن همچنان در مسابقات رقابتی این بازی شرکت میکنند و محبوبیت آن همچنان ادامه دارد.
رتبه ۶۴: Resident Evil 4 (2005)
Resident Evil 4 نهتنها مجموعه Resident Evil را نجات داد، بلکه مسیر آینده بازیهای اکشن سومشخص را نیز تغییر داد. این اثر شاهکار شینجی میکامی استانداردهای جدیدی برای دوربین، طراحی مبارزات و روایت داستان تعریف کرد.
بازیکن در نقش Leon S. Kennedy برای نجات دختر رئیسجمهور آمریکا به روستایی مرموز در اسپانیا سفر میکند. دشمنان باهوشتر، اکشن بیشتر و طراحی مراحل فوقالعاده باعث شدند بازی تجربهای متفاوت نسبت به نسخههای قبلی ارائه دهد.
تأثیر Resident Evil 4 بر آثاری مانند Gears of War، Dead Space و بسیاری از شوترهای سومشخص مدرن کاملاً مشهود است.
رتبه ۶۳: Spelunky (2008)
Spelunky یکی از مهمترین بازیهای مستقل تاریخ و یکی از پایهگذاران محبوبیت گسترده سبک Roguelike مدرن است. هر بار که بازی را شروع میکنید، مراحل به صورت تصادفی ساخته میشوند و تجربهای جدید شکل میگیرد.
سادگی ظاهری بازی نباید فریبدهنده باشد؛ زیرا پشت این ظاهر ساده سیستمی بسیار عمیق قرار دارد. هر تصمیم اهمیت دارد و کوچکترین اشتباه ممکن است به شکست منجر شود.
بسیاری از بازیهای موفق سالهای بعد از جمله Hades، Dead Cells و Enter the Gungeon از ایدههای Spelunky الهام گرفتهاند.
رتبه ۶۲: Fire Emblem: Awakening (2012)
زمانی که Fire Emblem: Awakening منتشر شد، آینده این مجموعه چندان روشن به نظر نمیرسید. اما موفقیت بزرگ بازی نهتنها سری را نجات داد، بلکه آن را به یکی از مهمترین نامهای نینتندو تبدیل کرد.
بازی ترکیبی از نبردهای استراتژیک نوبتی، مدیریت شخصیتها و روایت داستانی جذاب ارائه میدهد. سیستم روابط میان شخصیتها نیز باعث شد بازیکنان ارتباط عاطفی بیشتری با اعضای گروه برقرار کنند.
Awakening یکی از بهترین نقاط ورود به مجموعه Fire Emblem محسوب میشود و هنوز هم از محبوبترین نسخههای این سری است.
رتبه ۶۱: Chrono Cross (1999)
Chrono Cross یکی از جاهطلبانهترین نقشآفرینیهای ژاپنی تاریخ است. این بازی که ادامه معنوی Chrono Trigger محسوب میشود، داستانی پیچیده درباره جهانهای موازی، سرنوشت و انتخابهای انسانی روایت میکند.
بازی بیش از ۴۰ شخصیت قابل بازی دارد و سیستم مبارزات آن در زمان خود بسیار نوآورانه بود. موسیقی ساخته یاسونوری میتسودا نیز هنوز هم در میان بهترین موسیقیهای تاریخ بازیهای ویدیویی قرار دارد.
اگرچه Chrono Cross سالها زیر سایه Chrono Trigger قرار داشت، اما امروزه بسیاری آن را یکی از ارزشمندترین آثار نقشآفرینی تاریخ میدانند.
رتبه ۶۰: Metal Gear Solid V: The Phantom Pain (2015)
Metal Gear Solid V آخرین شاهکار هیدئو کوجیما در مجموعه متال گیر است؛ اثری که شاید داستان ناتمامی داشته باشد، اما از نظر گیمپلی یکی از کاملترین بازیهای مخفیکاری تاریخ محسوب میشود.
بازیکن در نقش Big Boss وارد میدانهای جنگی افغانستان و آفریقا میشود و آزادی عمل بیسابقهای برای انجام مأموریتها در اختیار دارد. تقریباً هر هدف را میتوان به دهها روش مختلف انجام داد؛ از نفوذ شبانه و بیصدا گرفته تا حملات مستقیم با تجهیزات سنگین.
هوش مصنوعی دشمنان نیز به رفتار بازیکن واکنش نشان میدهد. اگر دائماً از هدشات استفاده کنید، دشمنان کلاه ایمنی میپوشند. اگر شبها حمله کنید، گشتهای بیشتری در تاریکی مستقر میشوند. چنین سیستمی باعث شده هر مأموریت حس پویایی داشته باشد.
با وجود مشکلاتی که در روند توسعه بازی به وجود آمد، The Phantom Pain همچنان یکی از بهترین نمونههای طراحی گیمپلی جهانباز در تاریخ صنعت گیم است.
رتبه ۵۹: Persona 5 Royal (2019)
Persona 5 Royal یکی از درخشانترین نقشآفرینیهای ژاپنی قرن بیستویکم است. این بازی موفق شد زندگی روزمره نوجوانان، مبارزات نوبتی و داستانی پیچیده درباره فساد اجتماعی را در قالب تجربهای منحصربهفرد ترکیب کند.
بازیکن در نقش دانشآموزی قرار میگیرد که همراه دوستانش وارد دنیایی ماورایی میشود و با شخصیتهای فاسد مبارزه میکند. در کنار نبردها، مدیریت روابط اجتماعی، درس خواندن، فعالیتهای روزمره و تصمیمگیریهای مختلف نیز اهمیت دارند.
طراحی هنری فوقالعاده، رابط کاربری خلاقانه و موسیقی فراموشنشدنی باعث شده Persona 5 Royal یکی از شیکترین و جذابترین بازیهای تاریخ باشد. بسیاری از منتقدان آن را بهترین JRPG نسل خود میدانند.

رتبه ۵۸: Doom (1993)
کمتر بازیای به اندازه Doom بر صنعت گیم تأثیر گذاشته است. این شاهکار id Software نهتنها ژانر شوتر اولشخص را محبوب کرد، بلکه برای سالها الگویی برای صدها بازی دیگر شد.
گیمپلی سریع، خشونت اغراقشده و طراحی مراحل خلاقانه باعث شدند Doom تجربهای کاملاً متفاوت نسبت به آثار همدوره خود ارائه دهد. بازیکن در نقش یک سرباز تنها باید با انبوهی از شیاطین و موجودات جهنمی مبارزه کند.
فراتر از موفقیت تجاری، Doom به پدیدهای فرهنگی تبدیل شد. بسیاری از مفاهیم پایهای شوترهای مدرن ریشه در این بازی دارند. حتی امروز نیز نام Doom مترادف با اکشن سریع و هیجانانگیز است.
رتبه ۵۷: Banjo-Kazooie (1998)
در دوران طلایی پلتفرمرهای سهبعدی، Banjo-Kazooie یکی از بهترین آثار این سبک بود. استودیوی Rare موفق شد دنیایی رنگارنگ، شخصیتهایی دوستداشتنی و گیمپلی سرگرمکننده خلق کند که هنوز هم جذابیت خود را حفظ کرده است.
بازیکن کنترل خرس بامزهای به نام Banjo و پرندهای به نام Kazooie را بر عهده میگیرد. ترکیب تواناییهای این دو شخصیت تنوع زیادی به گیمپلی میبخشد و اکتشاف محیطها را لذتبخش میکند.
طراحی مراحل، موسیقی فوقالعاده و حس ماجراجویی باعث شده Banjo-Kazooie همچنان یکی از محبوبترین آثار تاریخ نینتندو ۶۴ باشد.
رتبه ۵۶: Fallout: New Vegas (2010)
در میان بازیهای نقشآفرینی جهانباز، Fallout: New Vegas جایگاه ویژهای دارد. این بازی بازیکن را وارد سرزمینی پساآخرالزمانی میکند که در آن گروههای مختلف برای کنترل آینده منطقه مبارزه میکنند.
آنچه New Vegas را متمایز میکند، آزادی انتخاب فوقالعاده آن است. تقریباً هر مأموریت را میتوان به روشهای مختلف انجام داد و تصمیمات بازیکن تأثیر مستقیمی بر سرنوشت جهان بازی دارند.
داستان پیچیده، شخصیتهای خاکستری و دیالوگهای هوشمندانه باعث شدهاند بسیاری از طرفداران این اثر را بهترین نسخه Fallout بدانند.
رتبه ۵۵: Star Wars: Knights of the Old Republic (2003)
پیش از آنکه BioWare مجموعه Mass Effect را خلق کند، با Knights of the Old Republic یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ را ساخت. این بازی در دنیای جنگ ستارگان جریان دارد، اما داستانی مستقل و متفاوت روایت میکند.
سیستم انتخابهای اخلاقی، شخصیتهای جذاب و یکی از مشهورترین پیچشهای داستانی تاریخ بازیها از مهمترین نقاط قوت اثر هستند. بازیکن میتواند مسیر روشنایی یا تاریکی را انتخاب کند و آینده کهکشان را تغییر دهد.
KOTOR هنوز هم یکی از بهترین اقتباسهای تاریخ جنگ ستارگان محسوب میشود.
رتبه ۵۴: Street Fighter II (1991)
اگر Doom پدر شوترهای مدرن باشد، Street Fighter II را میتوان پدر بازیهای مبارزهای دانست. این اثر شرکت Capcom انقلابی در سالنهای آرکید ایجاد کرد و استانداردهای جدیدی برای ژانر Fighting تعریف نمود.
شخصیتهای متنوع، حرکات ویژه و سیستم مبارزات عمیق باعث شدند بازیکنان ساعتها برای یادگیری تکنیکهای جدید وقت صرف کنند. بسیاری از شخصیتهای معروف صنعت گیم مانند Ryu و Chun-Li از همین بازی به شهرت رسیدند.
تأثیر Street Fighter II بر ورزشهای الکترونیکی و بازیهای مبارزهای مدرن همچنان ادامه دارد.
رتبه ۵۳: Return of the Obra Dinn (2018)
Return of the Obra Dinn یکی از خلاقانهترین بازیهای معمایی تاریخ است. بازیکن در نقش بازرس یک شرکت بیمه باید سرنوشت خدمه کشتیای مرموز را کشف کند که سالها ناپدید شده بود.
با استفاده از ساعتی جادویی، بازیکن میتواند لحظه مرگ افراد را مشاهده کند و سرنخها را کنار هم بگذارد. هیچ راهنمای مستقیمی وجود ندارد و تمام پیشرفت بازی بر پایه استنتاج و تفکر منطقی انجام میشود.
این بازی نمونهای درخشان از طراحی معماهای هوشمندانه و احترام به هوش مخاطب است.
رتبه ۵۲: Okami (2006)
Okami یکی از زیباترین بازیهای تاریخ است. این اثر با الهام از هنر سنتی ژاپن ساخته شده و بازیکن را در نقش الهه خورشید، Amaterasu، قرار میدهد.
مهمترین ویژگی بازی سیستم نقاشی آسمانی است که به بازیکن اجازه میدهد با کشیدن خطوط روی صفحه، جهان را تغییر دهد. این مکانیک خلاقانه در کنار داستان اسطورهای و موسیقی فوقالعاده تجربهای منحصربهفرد خلق کرده است.
Okami نمونهای کمنظیر از تلفیق هنر و گیمپلی در صنعت بازیهای ویدیویی است.
رتبه ۵۱: Battlefield 2 (2005)
Battlefield 2 یکی از مهمترین شوترهای چندنفره تاریخ است. این بازی مفهوم نبردهای گسترده آنلاین را به سطحی جدید رساند و تجربهای خلق کرد که سالها معیار سنجش آثار نظامی بود.
نقشههای وسیع، وسایل نقلیه متنوع و اهمیت همکاری تیمی باعث شدند هر مسابقه حالوهوای یک جنگ واقعی را داشته باشد. سیستم کلاسهای مختلف نیز نقش بازیکنان را تخصصیتر میکرد و به عمق استراتژیک بازی میافزود.
Battlefield 2 تأثیر بزرگی بر طراحی شوترهای آنلاین مدرن گذاشت و هنوز هم یکی از محبوبترین نسخههای این مجموعه محسوب میشود.
رتبه ۵۰: Call of Duty 4: Modern Warfare (2007)
پیش از انتشار Modern Warfare، مجموعه Call of Duty بیشتر به جنگ جهانی دوم میپرداخت. اما Infinity Ward با انتقال سری به دوران مدرن، یکی از بزرگترین تحولات تاریخ شوترهای اولشخص را رقم زد.
داستان بازی با روایت سینمایی، شخصیتهای ماندگار و مأموریتهای فراموشنشدنی مانند «All Ghillied Up» توانست استانداردهای جدیدی برای شوترهای داستانی تعریف کند. در کنار بخش داستانی، حالت چندنفره بازی نیز انقلابی بود. سیستم ارتقای سطح، باز کردن تجهیزات و شخصیسازی کلاسها بعدها به الگویی برای بسیاری از بازیهای آنلاین تبدیل شد.
Modern Warfare نهتنها یکی از موفقترین بازیهای نسل خود بود، بلکه مسیر آینده شوترهای نظامی را نیز تغییر داد. بسیاری از ویژگیهایی که امروزه در بازیهای آنلاین عادی به نظر میرسند، نخستین بار به شکل گسترده در این اثر محبوب شدند.
رتبه ۴۹: Castlevania: Symphony of the Night (1997)
Symphony of the Night یکی از مهمترین بازیهای تاریخ سبک Metroidvania است؛ سبکی که نام خود را تا حد زیادی مدیون همین اثر است.
بازی بازیکن را در نقش Alucard، فرزند دراکولا، قرار میدهد. برخلاف نسخههای خطی قبلی مجموعه، این بازی ساختاری بازتر ارائه میداد و بازیکنان را به اکتشاف محیطهای مختلف قلعه تشویق میکرد.
سیستم ارتقای شخصیت، تجهیزات متنوع، طراحی هنری چشمنواز و موسیقی شاهکار باعث شدند Symphony of the Night به اثری ماندگار تبدیل شود. حتی امروزه نیز بسیاری از توسعهدهندگان بازیهای مستقل از ایدهها و ساختار این اثر الهام میگیرند.
رتبه ۴۸: Need for Speed: Most Wanted (2005)
Need for Speed: Most Wanted یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین بازیهای مسابقهای تاریخ است. این بازی در دورانی منتشر شد که مجموعه Need for Speed در اوج محبوبیت قرار داشت و موفق شد ترکیبی کمنظیر از مسابقات خیابانی، تعقیبوگریزهای پلیسی و شخصیسازی خودروها را ارائه دهد؛ ترکیبی که هنوز هم بسیاری از طرفداران آن را بهترین نسخه کل مجموعه میدانند.
داستان بازی درباره رانندهای است که پس از خیانت یکی از رقبای خود، خودرویش را از دست میدهد و تصمیم میگیرد با شکست دادن اعضای فهرست معروف Blacklist دوباره به صدر دنیای مسابقات خیابانی بازگردد. این ساختار باعث میشود بازیکن همیشه هدف مشخصی برای پیشرفت داشته باشد و انگیزه لازم برای ادامه مسابقات را حفظ کند.
بزرگترین نقطه قوت Most Wanted بدون شک تعقیبوگریزهای هیجانانگیز پلیس است. هرچه شهرت بازیکن بیشتر میشود، نیروهای پلیس نیز با تجهیزات پیشرفتهتر وارد میدان میشوند. فرار از دهها خودروی پلیس، ایجاد تصادفهای زنجیرهای و استفاده از محیط شهر برای گم کردن تعقیبکنندگان، لحظاتی خلق میکند که هنوز هم در میان هیجانانگیزترین خاطرات تاریخ بازیهای مسابقهای قرار دارند.
تنوع خودروها، موسیقی پرانرژی، پیشرفت تدریجی دشواری مسابقات و حس سرعت فوقالعاده نیز نقش مهمی در موفقیت بازی داشتند. حتی با گذشت نزدیک به دو دهه از انتشار، بسیاری از طرفداران همچنان Need for Speed: Most Wanted را بهترین نسخه این مجموعه و یکی از برترین بازیهای مسابقهای تمام دوران میدانند.
رتبه ۴۷: Myst (1993)
Myst یکی از مهمترین بازیهای معمایی تاریخ است. این اثر در دهه ۱۹۹۰ میلیونها نفر را جذب رایانههای شخصی کرد و ثابت نمود بازیهای ویدیویی میتوانند تجربهای آرام، فکری و عمیق ارائه دهند.
بازیکن در جزیرهای مرموز رها میشود و باید با بررسی محیط، حل معماها و کشف اسرار مختلف به حقیقت ماجرا پی ببرد. برخلاف بسیاری از بازیهای همدوره خود، Myst تقریباً هیچ راهنمای مستقیمی ارائه نمیکرد.
طراحی هنری فوقالعاده و حس رمزآلودی که در تمام مدت بازی وجود دارد، باعث شدند Myst به یکی از پرفروشترین بازیهای دهه ۱۹۹۰ تبدیل شود و تأثیر عمیقی بر ژانر ماجراجویی بگذارد.
رتبه ۴۶: Ori and the Will of the Wisps (2020)
Ori and the Will of the Wisps یکی از زیباترین بازیهای تاریخ صنعت گیم است. این اثر ادامه موفقی بر نسخه اول بود و تقریباً در تمام بخشها پیشرفت چشمگیری داشت.
داستان احساسی، موسیقی فراموشنشدنی و طراحی هنری خیرهکننده از مهمترین نقاط قوت بازی هستند. اما گیمپلی نیز به همان اندازه تحسینبرانگیز است. کنترل روان شخصیت و طراحی هوشمندانه مراحل باعث میشوند حرکت در محیط بازی لذتبخش باشد.
این بازی نمونهای عالی از تکامل سبک Metroidvania در دوران مدرن است و بسیاری از منتقدان آن را یکی از بهترین پلتفرمرهای دهه اخیر میدانند.
رتبه ۴۵: Counter-Strike (1999)
کمتر بازیای به اندازه Counter-Strike بر فرهنگ بازیهای آنلاین تأثیر گذاشته است. این اثر که در ابتدا به عنوان یک ماد برای Half-Life ساخته شد، خیلی زود به یکی از بزرگترین پدیدههای تاریخ گیم تبدیل شد.
گیمپلی ساده اما عمیق، رقابت شدید میان دو تیم و اهمیت مهارت فردی باعث شدند Counter-Strike به یکی از پایههای اصلی ورزشهای الکترونیکی تبدیل شود.
دهها میلیون بازیکن در طول سالها این بازی را تجربه کردهاند و نسلهای مختلفی از گیمرها با آن خاطره دارند. حتی امروزه نیز نام Counter-Strike مترادف با رقابت حرفهای در بازیهای ویدیویی است.
رتبه ۴۴: Final Fantasy X (2001)
Final Fantasy X نقطه عطفی در تاریخ مجموعه Final Fantasy بود. این بازی نخستین نسخه اصلی سری با صداگذاری کامل شخصیتها محسوب میشد و توانست داستانی احساسی و ماندگار ارائه دهد.
رابطه میان Tidus و Yuna یکی از مشهورترین داستانهای عاشقانه صنعت گیم است. در کنار آن، سیستم مبارزات نوبتی بازی نیز یکی از بهترین نمونههای ژانر JRPG به شمار میرود.
گرافیک خیرهکننده برای زمان خود، موسیقی فوقالعاده و جهان منحصربهفرد Spira باعث شدند Final Fantasy X به یکی از محبوبترین نسخههای مجموعه تبدیل شود.
رتبه ۴۳: Apex Legends (2019)
در زمانی که بسیاری تصور میکردند بازار Battle Royale اشباع شده است، Apex Legends وارد میدان شد و همه را غافلگیر کرد.
این بازی با ترکیب تیراندازی سریع، شخصیتهای متنوع و سیستم ارتباطی نوآورانه Ping تجربهای متفاوت نسبت به رقبا ارائه داد. بازیکنان میتوانند بدون نیاز به چت صوتی، اطلاعات مهم را به سرعت با همتیمیهای خود به اشتراک بگذارند.
تعادل مناسب میان مهارت فردی و همکاری تیمی باعث شده Apex Legends همچنان یکی از محبوبترین بازیهای آنلاین جهان باقی بماند.
رتبه ۴۲: Thief II: The Metal Age (2000)
Thief II یکی از مهمترین بازیهای مخفیکاری تاریخ است. بسیاری از اصولی که امروزه در آثار Stealth مشاهده میکنیم، نخستین بار در این مجموعه شکل گرفتند.
برخلاف بسیاری از بازیهای اکشن، هدف اصلی در Thief اجتناب از درگیری است. بازیکن باید از سایهها استفاده کند، مسیر نگهبانان را زیر نظر بگیرد و با دقت کامل حرکت کند.
طراحی مراحل فوقالعاده و آزادی عمل بالا باعث شدهاند Thief II هنوز هم یکی از بهترین نمونههای طراحی مخفیکاری در تاریخ صنعت گیم باشد.
رتبه ۴۱: Shadow of the Colossus (2005)
Shadow of the Colossus یکی از هنریترین و تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ است. داستان بازی درباره جوانی به نام Wander است که برای نجات دختری مرموز باید شانزده غول عظیم را شکست دهد.
برخلاف بسیاری از بازیها، جهان Shadow of the Colossus تقریباً خالی است. همین تنهایی و سکوت به شکل شگفتانگیزی به فضای بازی کمک میکند. هر نبرد با یک غول، مانند حل یک معمای عظیم است و نیازمند مشاهده، صبر و خلاقیت است.
پیامهای عمیق داستان، موسیقی فوقالعاده و طراحی هنری منحصربهفرد باعث شدهاند این اثر به یکی از مهمترین شاهکارهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شود. بسیاری از توسعهدهندگان بزرگ صنعت گیم از Shadow of the Colossus به عنوان یکی از الهامبخشترین آثار عمر خود یاد کردهاند.
رتبه ۴۰: Disco Elysium (2019)
Disco Elysium یکی از متفاوتترین نقشآفرینیهای تاریخ است. در این بازی خبری از نبردهای سنتی، شمشیرهای جادویی یا اژدهاهای عظیم نیست. بازیکن در نقش یک کارآگاه گرفتار اعتیاد قرار میگیرد که باید پرونده قتلی پیچیده را حل کند؛ در حالی که حتی هویت واقعی خود را نیز بهدرستی به یاد نمیآورد.
بزرگترین نقطه قوت بازی، سیستم دیالوگ و شخصیتپردازی آن است. هر بخش از ذهن شخصیت اصلی مانند موجودی مستقل با بازیکن صحبت میکند و تصمیمگیریها را تحت تأثیر قرار میدهد. نتیجه این طراحی، یکی از عمیقترین سیستمهای نقشآفرینی تاریخ است.
داستان پیچیده، نویسندگی فوقالعاده و آزادی بیسابقه در شکل دادن به شخصیت باعث شدهاند Disco Elysium در میان تحسینشدهترین بازیهای دهه اخیر قرار بگیرد. این اثر ثابت کرد که بازیهای ویدیویی میتوانند به اندازه بهترین رمانها و فیلمها پیچیده و تأثیرگذار باشند.
رتبه ۳۹: Halo 2 (2004)
Halo 2 نهتنها یکی از بهترین شوترهای تاریخ است، بلکه نقش مهمی در شکلگیری بازیهای آنلاین کنسولی داشت. زمانی که بسیاری از بازیکنان هنوز تجربه جدی بازی آنلاین روی کنسولها نداشتند، Halo 2 مفهوم رقابت آنلاین را وارد اتاق نشیمن میلیونها نفر کرد.
داستان بازی ادامه ماجراجویی Master Chief در نبرد با Covenant است. روایت سینمایی، شخصیتهای بهیادماندنی و گسترش دنیای Halo باعث شدند بازی نسبت به نسخه اول جاهطلبانهتر ظاهر شود.
اما بخش چندنفره دلیل اصلی موفقیت Halo 2 بود. سیستم Matchmaking و رقابت آنلاین استانداردهای جدیدی برای Xbox Live تعریف کردند. بسیاری از ویژگیهای رایج بازیهای آنلاین امروزی ریشه در موفقیت Halo 2 دارند.
رتبه ۳۸: Sekiro: Shadows Die Twice (2019)
استودیوی FromSoftware پس از موفقیت Dark Souls و Bloodborne مسیر متفاوتی را با Sekiro انتخاب کرد. نتیجه، یکی از سختترین و در عین حال رضایتبخشترین بازیهای اکشن تاریخ بود.
برخلاف آثار قبلی استودیو، در Sekiro تمرکز اصلی روی مهارت فردی بازیکن قرار دارد. سیستم دفاع و Parry قلب گیمپلی را تشکیل میدهد و هر مبارزه به دوئلی نفسگیر تبدیل میشود.
فضای ژاپن فئودال، طراحی فوقالعاده باسها و سیستم مبارزات بینقص باعث شدند Sekiro جایزه بهترین بازی سال را دریافت کند. این اثر یکی از بهترین نمونههای طراحی مبارزات در تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود.

رتبه ۳۷: World of Warcraft (2004)
اگر بخواهیم تنها یک بازی را به عنوان پادشاه MMORPGها معرفی کنیم، احتمالاً World of Warcraft بهترین گزینه خواهد بود. این بازی بلیزارد برای سالها تعریف ژانر نقشآفرینی آنلاین را تعیین کرد.
جهان عظیم Azeroth، مأموریتهای متنوع، سیاهچالهای گروهی و نبردهای بزرگ باعث شدند میلیونها نفر هزاران ساعت از زندگی خود را در این بازی سپری کنند.
تأثیر فرهنگی World of Warcraft فراتر از صنعت گیم است. این بازی به پدیدهای اجتماعی تبدیل شد و نقش مهمی در محبوبیت بازیهای آنلاین در سراسر جهان داشت. بسیاری از MMORPGهای مدرن هنوز هم تلاش میکنند به موفقیتی مشابه WoW دست پیدا کنند.
رتبه ۳۶: Pokémon Red & Blue (1996)
کمتر مجموعهای به اندازه Pokémon بر فرهنگ عامه تأثیر گذاشته است. همهچیز از Pokémon Red & Blue آغاز شد؛ دو بازی که جهان را با مفهوم جمعآوری و آموزش موجودات خیالی آشنا کردند.
بازیکنان در نقش مربی جوانی قرار میگیرند که باید پوکمونهای مختلف را جمعآوری کرده و برای قهرمانی تلاش کند. ایده ساده اما بسیار جذاب بازی باعث شد میلیونها نفر عاشق این جهان شوند.
موفقیت این دو بازی نهتنها یک فرنچایز، بلکه یک امپراتوری رسانهای عظیم را به وجود آورد که هنوز هم یکی از ارزشمندترین برندهای سرگرمی جهان است.
رتبه ۳۵: The Elder Scrolls IV: Oblivion (2006)
پیش از آنکه Skyrim جهان را تسخیر کند، Oblivion استانداردهای جدیدی برای نقشآفرینی جهانباز تعریف کرده بود. این بازی بازیکنان را به سرزمین Cyrodiil میبرد؛ جهانی عظیم که پر از مأموریتها، شخصیتها و اسرار مختلف است.
آزادی عمل بالا مهمترین ویژگی بازی بود. بازیکن میتوانست تقریباً هر کاری انجام دهد و مسیر دلخواه خود را انتخاب کند. مأموریتهای انجمنها و بهویژه خط داستانی Dark Brotherhood هنوز هم در میان بهترین مأموریتهای تاریخ RPG قرار دارند.
Oblivion راه را برای موفقیت عظیم Skyrim هموار کرد و همچنان یکی از مهمترین بازیهای نقشآفرینی تاریخ محسوب میشود.
رتبه ۳۴: Uncharted 2: Among Thieves (2009)
Uncharted 2 زمانی منتشر شد که بسیاری تصور میکردند بازیهای اکشن ماجراجویی دیگر حرف تازهای برای گفتن ندارند. اما Naughty Dog با این شاهکار استانداردهای جدیدی برای روایت سینمایی در بازیها تعریف کرد.
شخصیت نیتن دریک، صحنههای اکشن پرهیجان و طراحی مراحل فوقالعاده باعث شدند بازی مانند یک فیلم ماجراجویی تعاملی به نظر برسد.
بسیاری از توسعهدهندگان صنعت گیم از Uncharted 2 به عنوان یکی از مهمترین آثار نسل هفتم یاد میکنند؛ اثری که نشان داد بازیهای ویدیویی تا چه اندازه میتوانند به سینما نزدیک شوند.
رتبه ۳۳: Divinity: Original Sin 2 (2017)
Divinity: Original Sin 2 یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ و اثری است که بسیاری آن را نقطه اوج RPGهای کلاسیک مدرن میدانند. این بازی توسط استودیوی Larian Studios ساخته شد؛ تیمی که بعدها با Baldur’s Gate 3 به شهرتی حتی بیشتر دست یافت.
داستان بازی در دنیای فانتزی Rivellon جریان دارد؛ جایی که بازیکن در نقش فردی دارای قدرتهای ویژه باید برای کشف سرنوشت خود و نجات جهان تلاش کند. اما آنچه Divinity: Original Sin 2 را متمایز میکند، آزادی عمل فوقالعاده آن است. تقریباً برای هر مأموریت چندین راهحل مختلف وجود دارد و بازیکن میتواند با خلاقیت خود مسیرهای کاملاً متفاوتی را انتخاب کند.
سیستم مبارزات نوبتی بازی نیز یکی از عمیقترین و تاکتیکیترین نمونههای تاریخ RPG است. ترکیب جادوها، عناصر محیطی و تواناییهای مختلف باعث میشود هر نبرد به یک پازل استراتژیک تبدیل شود.
شخصیتهای همراه بازی، داستان چندلایه و ارزش تکرار بسیار بالا باعث شدهاند Divinity: Original Sin 2 در میان بهترین نقشآفرینیهای تمام دوران قرار بگیرد. بسیاری از منتقدان این اثر را یکی از مهمترین RPGهای قرن بیستویکم میدانند.
رتبه ۳۲: Bloodborne (2015)
Bloodborne یکی از تاریکترین و تحسینشدهترین آثار FromSoftware است. این بازی بازیکنان را به شهر کابوسوار Yharnam میبرد؛ جایی که وحشت گوتیک با عناصر کیهانی ترکیب شده است.
برخلاف Dark Souls، بازی بازیکن را به تهاجم و ریسکپذیری تشویق میکند. مبارزات سریعتر و خشنتر هستند و همین موضوع تجربهای متفاوت خلق میکند.
طراحی هنری فوقالعاده، باسفایتهای ماندگار و فضای رازآلود باعث شدهاند Bloodborne در میان بهترین بازیهای نسل هشتم قرار بگیرد.
رتبه ۳۱: Grand Theft Auto: San Andreas (2004)
در میان نسخههای مختلف GTA، بسیاری از طرفداران San Andreas را محبوبترین بازی مجموعه میدانند. این اثر در زمان خود جهانی عظیم، آزادی بیسابقه و حجم فوقالعادهای از محتوا ارائه میکرد.
داستان CJ و بازگشت او به لس سانتوس یکی از بهیادماندنیترین روایتهای تاریخ Rockstar محسوب میشود. علاوه بر مأموریتهای اصلی، صدها فعالیت جانبی مختلف در بازی وجود داشت.
San Andreas استانداردهای جدیدی برای بازیهای جهانباز تعریف کرد و تأثیر آن هنوز هم در بسیاری از آثار مدرن دیده میشود.
رتبه ۳۰: Baldur’s Gate 3 (2023)
Baldur’s Gate 3 یکی از بزرگترین موفقیتهای تاریخ نقشآفرینی غربی است. استودیوی Larian موفق شد اثری خلق کند که آزادی عمل، داستانسرایی و انتخابهای بازیکن را به سطحی کمسابقه برساند.
جهان بازی مملو از مأموریتهای فرعی، شخصیتهای جذاب و تصمیمهایی است که واقعاً بر روند داستان تأثیر میگذارند. تقریباً برای هر موقعیت چندین راهحل مختلف وجود دارد و همین موضوع باعث شده هر بازیکن تجربهای منحصربهفرد داشته باشد.
سیستم مبارزات نوبتی بر پایه قوانین Dungeons & Dragons طراحی شده و عمق تاکتیکی فوقالعادهای ارائه میدهد. Baldur’s Gate 3 نهتنها یکی از بهترین بازیهای سال ۲۰۲۳، بلکه یکی از مهمترین RPGهای تاریخ محسوب میشود.
رتبه ۲۹: Half-Life (1998)
Half-Life یکی از انقلابیترین شوترهای تاریخ است. پیش از آن، بیشتر بازیهای این سبک داستان را در حاشیه قرار میدادند. اما Valve با Half-Life نشان داد که روایت داستان میتواند بخشی طبیعی از گیمپلی باشد.
بازیکن در نقش گوردون فریمن، دانشمندی که در مرکز تحقیقاتی Black Mesa گرفتار فاجعهای عظیم شده، قرار میگیرد. بازی بدون قطع جریان گیمپلی داستان خود را روایت میکند و همین موضوع در زمان انتشار بسیار نوآورانه بود.
هوش مصنوعی پیشرفته، طراحی مراحل عالی و روایت سینمایی باعث شدند Half-Life استانداردهای جدیدی برای ژانر شوتر تعریف کند.

رتبه ۲۸: Super Metroid (1994)
Super Metroid یکی از کاملترین بازیهای تاریخ نینتندو و یکی از ستونهای اصلی سبک Metroidvania است.
بازیکن در نقش ساموس آران وارد سیارهای خطرناک میشود و باید با اکتشاف محیط، یافتن تواناییهای جدید و بازگشت به مناطق قبلی مسیر خود را پیش ببرد.
فضاسازی کمنظیر، طراحی هوشمندانه جهان بازی و حس اکتشاف فوقالعاده باعث شدهاند Super Metroid حتی پس از سه دهه همچنان شاهکاری بیرقیب باقی بماند.
رتبه ۲۷: The Last of Us (2013)
The Last of Us نقطه عطفی در داستانگویی بازیهای ویدیویی محسوب میشود. این بازی روایت سفر جوئل و الی در دنیایی پساآخرالزمانی را به شکلی احساسی و تأثیرگذار به تصویر میکشد.
شخصیتپردازی عمیق، دیالوگهای طبیعی و رابطه در حال تحول میان دو شخصیت اصلی باعث شدند بسیاری از بازیکنان ارتباط عاطفی کمنظیری با داستان برقرار کنند.
در کنار روایت قدرتمند، گیمپلی بقا و مبارزات تنشزا نیز کیفیت بسیار بالایی دارند. The Last of Us یکی از مهمترین آثار تاریخ صنعت گیم است.
رتبه ۲۶: Deus Ex: Human Revolution (2011)
Deus Ex: Human Revolution یکی از بهترین بازیهای نقشآفرینی اکشن و یکی از موفقترین بازآفرینیهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود. این بازی بازیکنان را به آیندهای سایبرپانکی میبرد؛ جهانی که در آن فناوریهای پیشرفته و ارتقای بدن انسان به موضوعی بحثبرانگیز در جامعه تبدیل شدهاند.
بازیکن در نقش Adam Jensen قرار میگیرد؛ مأمور امنیتیای که پس از حادثهای مرگبار با استفاده از فناوریهای پیشرفته نجات پیدا میکند و وارد توطئهای جهانی میشود. داستان بازی به موضوعاتی مانند قدرت شرکتهای بزرگ، اخلاق در فناوری و آینده بشریت میپردازد و فراتر از یک اکشن معمولی ظاهر میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهای Human Revolution آزادی عمل بالای آن است. تقریباً هر مأموریت را میتوان به روشهای مختلف انجام داد؛ از مخفیکاری و هک کردن سیستمها گرفته تا مذاکره یا درگیری مستقیم. همین موضوع باعث میشود هر بازیکن تجربهای متفاوت داشته باشد.
طراحی هنری چشمگیر، موسیقی فوقالعاده و جهانسازی عمیق باعث شدهاند Deus Ex: Human Revolution در میان بهترین آثار سایبرپانک تاریخ قرار بگیرد. بسیاری از منتقدان این بازی را یکی از مهمترین نقشآفرینیهای دهه ۲۰۱۰ و یکی از بهترین بازگشتهای یک فرنچایز کلاسیک میدانند.
رتبه ۲۵: Doom Eternal (2020)
Doom Eternal یکی از هیجانانگیزترین و سریعترین شوترهای تاریخ است. این بازی ادامه موفق Doom 2016 بود و فرمول مبارزات آن را به سطحی جدید رساند. بازیکن در نقش Doom Slayer قرار میگیرد و باید با ارتش عظیمی از شیاطین جهنمی مبارزه کند.
بزرگترین نقطه قوت بازی سیستم مبارزات آن است. Doom Eternal بازیکن را مجبور میکند دائماً در حرکت باشد، از تمام سلاحها استفاده کند و برای بقا به شکلی تهاجمی مبارزه کند. هر دشمن نقاط ضعف مخصوص خود را دارد و موفقیت تنها با سرعت عمل و تصمیمگیری درست ممکن است.
طراحی مراحل، موسیقی پرانرژی و تنوع دشمنان باعث شدهاند بازی تا آخرین لحظه هیجان خود را حفظ کند. بسیاری از منتقدان Doom Eternal را یکی از بهترین شوترهای اولشخص تاریخ میدانند؛ اثری که نشان داد ژانر FPS هنوز هم میتواند نوآوری و هیجان خالص ارائه دهد.
رتبه ۲۴: God of War (2018)
God of War یکی از موفقترین بازآفرینیهای تاریخ بازیهای ویدیویی است. استودیوی Santa Monica موفق شد کراتوس را از شخصیتی خشمگین به قهرمانی پیچیده و انسانیتر تبدیل کند.
داستان رابطه پدر و پسری میان کراتوس و آترئوس هسته اصلی روایت را تشکیل میدهد. در کنار آن، اسطورهشناسی نورس و طراحی جهان فوقالعاده بازی تجربهای کمنظیر خلق کردهاند.
مبارزات قدرتمند، روایت سینمایی و شخصیتپردازی عالی باعث شدند God of War به یکی از مهمترین بازیهای نسل هشتم تبدیل شود.
رتبه ۲۳: The Legend of Zelda: A Link to the Past (1991)
پیش از Ocarina of Time، این A Link to the Past بود که بسیاری از عناصر کلاسیک سری Zelda را تعریف کرد.
طراحی سیاهچالهای هوشمندانه، جهان گسترده و ترکیب اکتشاف و حل معما باعث شدند بازی به الگویی برای دهها عنوان ماجراجویی تبدیل شود.
تأثیر این اثر بر تاریخ بازیهای اکشن ماجراجویی آنقدر زیاد است که هنوز هم بسیاری از توسعهدهندگان از آن الهام میگیرند.
رتبه ۲۲: Red Dead Redemption (2010)
پیش از آنکه Red Dead Redemption 2 جهان را شگفتزده کند، نسخه اول یکی از بهترین داستانهای وسترن تاریخ گیم را روایت کرده بود.
بازیکن در نقش جان مارستون قرار میگیرد؛ مردی که تلاش میکند گذشته خشونتآمیز خود را پشت سر بگذارد. داستان احساسی، شخصیتهای ماندگار و جهان زنده بازی باعث شدند این اثر به یکی از شاهکارهای Rockstar تبدیل شود.
پایانبندی بازی هنوز هم در میان تأثیرگذارترین پایانهای تاریخ بازیهای ویدیویی قرار دارد.
رتبه ۲۱: Dragon Age: Origins (2009)
Dragon Age: Origins یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ و بدون تردید یکی از شاهکارهای استودیوی BioWare محسوب میشود. این بازی در دنیای فانتزی تاریک Ferelden جریان دارد؛ سرزمینی که با تهدید موجوداتی به نام Darkspawn روبهرو شده و سرنوشت آن در دستان بازیکن قرار میگیرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای بازی آزادی انتخاب فوقالعاده آن است. تصمیمهای بازیکن میتوانند مسیر داستان، سرنوشت شخصیتها و حتی آینده جهان بازی را تغییر دهند. همین موضوع باعث شده هر بار تجربه بازی متفاوت باشد.
Dragon Age: Origins همچنین به خاطر شخصیتهای فراموشنشدنی خود شهرت دارد. همراهانی مانند Morrigan، Alistair و Leliana هنوز هم در میان محبوبترین شخصیتهای تاریخ RPG قرار میگیرند. روابط میان شخصیتها و دیالوگهای عمیق آنها به داستان بازی جان میبخشند.
سیستم مبارزات تاکتیکی، جهانسازی قدرتمند و داستان چندلایه باعث شدند Dragon Age: Origins به یکی از مهمترین نقشآفرینیهای قرن بیستویکم تبدیل شود. بسیاری از طرفداران ژانر هنوز هم این بازی را بهترین اثر BioWare و یکی از کاملترین RPGهای تاریخ میدانند.

رتبه ۲۰: Elden Ring (2022)
زمانی که FromSoftware و جورج آر. آر. مارتین همکاری خود را اعلام کردند، انتظارات بسیار بالا بود. با این حال Elden Ring نهتنها انتظارات را برآورده کرد، بلکه به یکی از مهمترین بازیهای نسل جدید تبدیل شد.
این بازی فرمول محبوب Dark Souls را وارد جهانی عظیم و آزاد کرد. سرزمینهای میان (The Lands Between) یکی از غنیترین و اسرارآمیزترین جهانهای تاریخ گیم هستند. تقریباً هر نقطهای که در افق دیده میشود قابل کاوش است و در پشت هر تپه، غار یا قلعه رازی تازه انتظار بازیکن را میکشد.
بزرگترین دستاورد Elden Ring آزادی عمل آن است. اگر در برابر دشمنی شکست بخورید، مجبور نیستید بارها همان مبارزه را تکرار کنید. میتوانید مسیر دیگری انتخاب کنید، قویتر شوید و بعداً بازگردید. این آزادی باعث شد بسیاری از بازیکنانی که قبلاً با آثار FromSoftware ارتباط برقرار نمیکردند، جذب این بازی شوند.
طراحی باسفایتها، تنوع سلاحها، موسیقی حماسی و حس دائمی کشف ناشناختهها باعث شده Elden Ring یکی از مهمترین بازیهای دهه ۲۰۲۰ باشد. بسیاری آن را نقطه اوج فلسفه طراحی FromSoftware میدانند.
رتبه ۱۹: Super Mario 64 (1996)
اگر Doom ژانر شوتر را متحول کرد، Super Mario 64 نیز همین کار را برای بازیهای سهبعدی انجام داد.
در اواسط دهه ۱۹۹۰ صنعت گیم در حال گذار از محیطهای دوبعدی به سهبعدی بود و بسیاری از توسعهدهندگان هنوز نمیدانستند چگونه باید از این فناوری جدید استفاده کنند. نینتندو با Super Mario 64 پاسخی ارائه داد که سالها به عنوان استاندارد صنعت شناخته میشد.
کنترل شخصیت ماریو به شکلی طراحی شده بود که حرکت در محیط سهبعدی کاملاً طبیعی و لذتبخش به نظر برسد. پرشها، شیرجهها، بالا رفتن از دیوارها و دهها حرکت دیگر باعث شدند بازی حس آزادی بیسابقهای داشته باشد.
طراحی مراحل نیز شاهکار بود. هر دنیا پر از رازها، مسیرهای مخفی و اهداف مختلف بود که بازیکنان را به اکتشاف تشویق میکرد.
تأثیر Super Mario 64 بر تاریخ صنعت گیم غیرقابل انکار است. تقریباً تمام بازیهای سهبعدی پس از آن، به نوعی از ایدهها و استانداردهای این شاهکار الهام گرفتهاند.
رتبه ۱۸: Chrono Trigger (1995)
در میان طرفداران نقشآفرینی ژاپنی، نام Chrono Trigger تقریباً جایگاهی افسانهای دارد. این بازی حاصل همکاری برخی از بزرگترین استعدادهای صنعت ژاپن بود و نتیجه آن یکی از کاملترین RPGهای تاریخ شد.
داستان بازی درباره سفر در زمان است؛ مفهومی که میتوانست بسیار پیچیده و گیجکننده شود، اما سازندگان موفق شدند روایتی منسجم، جذاب و احساسی خلق کنند.
شخصیتهای بازی هرکدام هویت و داستان منحصربهفرد خود را دارند و بازیکن در طول سفر با لحظات فراموشنشدنی بسیاری روبهرو میشود. سیستم مبارزات نیز در زمان خود نوآورانه بود و سرعت بالایی داشت.
یکی از ویژگیهای مشهور بازی وجود پایانهای متعدد است. تصمیمات بازیکن و زمان رویارویی با دشمن نهایی میتواند سرنوشت جهان را به شکلهای مختلفی رقم بزند.
بیش از ۳۰ سال پس از انتشار، Chrono Trigger همچنان در بسیاری از فهرستها به عنوان یکی از بهترین RPGهای تاریخ حضور دارد.
رتبه ۱۷: Portal (2007)
Portal یکی از خلاقانهترین بازیهای تاریخ صنعت گیم است. استودیوی Valve با این اثر ثابت کرد که یک بازی کوتاه و نسبتاً ساده نیز میتواند تأثیری ماندگار بر کل صنعت بگذارد. بازیکن در نقش Chell قرار میگیرد و باید با استفاده از تفنگی ویژه که امکان ساخت دو پورتال را فراهم میکند، مجموعهای از آزمایشهای پیچیده را پشت سر بگذارد.
مهمترین نقطه قوت Portal طراحی فوقالعاده معماهاست. بازی به تدریج مکانیکهای خود را معرفی میکند و بازیکن را وادار میسازد به شیوهای کاملاً متفاوت فکر کند. تقریباً هر مرحله ایدهای تازه ارائه میدهد و اجازه نمیدهد روند بازی تکراری شود.
در کنار گیمپلی درخشان، شخصیت GLaDOS نیز به یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شد. طنز خاص بازی و روایت غیرمستقیم آن باعث شدند Portal فراتر از یک بازی معمایی معمولی ظاهر شود.
اگرچه Portal در مقایسه با بسیاری از بازیهای این فهرست کوتاهتر است، اما تأثیر آن بر طراحی معما، روایت و خلاقیت در بازیهای ویدیویی بسیار بزرگ بوده و همچنان یکی از مهمترین آثار Valve محسوب میشود.
رتبه ۱۶: Final Fantasy VII (1997)
کمتر بازیای به اندازه Final Fantasy VII توانسته ژانر JRPG را در سطح جهانی محبوب کند.
داستان Cloud Strife و مبارزه او با شرکت Shinra و شخصیت افسانهای Sephiroth به یکی از مشهورترین روایتهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شد. شخصیتهای بازی، جهان غنی و لحظات احساسی آن هنوز هم در ذهن میلیونها بازیکن زنده هستند.
در زمان انتشار، گرافیک سینمایی، موسیقی شاهکار نوبو اوئماتسو و مقیاس عظیم داستان باعث شدند بازی تجربهای بیسابقه ارائه دهد.
Final Fantasy VII نهتنها یکی از مهمترین آثار Square Enix، بلکه یکی از مهمترین بازیهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود.
رتبه ۱۵: Metal Gear Solid (1998)
هیدئو کوجیما با Metal Gear Solid تعریف جدیدی از داستانگویی سینمایی در بازیهای ویدیویی ارائه کرد.
بازیکن در نقش Solid Snake وارد پایگاهی نظامی میشود تا تهدیدی هستهای را متوقف کند. اما چیزی که بازی را خاص میکند، فقط داستان نیست؛ بلکه نحوه روایت آن، شخصیتهای پیچیده و ایدههای خلاقانهای است که بارها دیوار چهارم را میشکنند.
مخفیکاری هوشمندانه، مبارزه با باسهای بهیادماندنی و روایت پر از پیچشهای داستانی باعث شدند Metal Gear Solid به یکی از مهمترین آثار تاریخ پلیاستیشن تبدیل شود.
این بازی نشان داد که بازیهای ویدیویی میتوانند داستانهایی به پیچیدگی فیلمهای بزرگ سینمایی روایت کنند.
رتبه ۱۴: Resident Evil 2 (1998)
Resident Evil 2 یکی از ستونهای اصلی ژانر ترس و بقا محسوب میشود.
داستان بازی در شهر راکون سیتی جریان دارد؛ جایی که ویروسی مرگبار شهر را به جهنمی زامبیزده تبدیل کرده است. روایت دوگانه Leon و Claire باعث شد بازیکنان رویدادها را از زوایای مختلف تجربه کنند.
فضاسازی فوقالعاده، مدیریت منابع، طراحی هیولاها و حس دائمی خطر باعث شدند Resident Evil 2 به یکی از تأثیرگذارترین بازیهای ترسناک تاریخ تبدیل شود.
بازسازی موفق آن در سال ۲۰۱۹ نیز بار دیگر کیفیت بینظیر طراحی اصلی را ثابت کرد.
رتبه ۱۳: Skyrim (2011)
The Elder Scrolls V: Skyrim یکی از موفقترین بازیهای نقشآفرینی جهانباز تاریخ است.
بازیکنان در نقش Dragonborn وارد سرزمینی عظیم میشوند که پر از شهرها، سیاهچالها، اژدهاها و مأموریتهای مختلف است. آزادی عمل بازی تقریباً بینهایت به نظر میرسد و هر بازیکن میتواند مسیر مخصوص خود را انتخاب کند.
جامعه مادسازها نیز نقش مهمی در موفقیت بلندمدت Skyrim داشتهاند. هزاران ماد مختلف باعث شدهاند بازی بیش از یک دهه پس از انتشار همچنان زنده و محبوب باقی بماند.
Skyrim برای بسیاری از بازیکنان مترادف با ماجراجویی فانتزی است.
رتبه ۱۲: Super Mario Bros. (1985)
Super Mario Bros. یکی از مهمترین بازیهای تاریخ است؛ اثری که پس از بحران صنعت بازی در دهه ۱۹۸۰ به احیای بازار کنسولها کمک کرد.
گیمپلی ساده اما بینقص، طراحی مراحل استادانه و شخصیت دوستداشتنی ماریو باعث شدند این بازی به پدیدهای جهانی تبدیل شود.
بسیاری از اصول طراحی مراحل که امروزه بدیهی به نظر میرسند، نخستین بار در همین بازی تعریف شدند. تأثیر Super Mario Bros. بر کل صنعت سرگرمی دیجیتال غیرقابل انکار است.
رتبه ۱۱: Planescape: Torment (1999)
Planescape: Torment یکی از تحسینشدهترین نقشآفرینیهای تاریخ و اثری است که بسیاری آن را بهترین داستان روایتشده در یک بازی ویدیویی میدانند. این بازی در دنیای عجیب و فلسفی Planescape جریان دارد و بازیکن را در نقش شخصیتی جاودانه به نام The Nameless One قرار میدهد؛ مردی که بارها مرده و دوباره زنده شده اما گذشته خود را به خاطر نمیآورد.
برخلاف بسیاری از RPGها که بر مبارزات تمرکز دارند، Planescape: Torment بیشتر بر دیالوگ، انتخاب و روایت داستانی تکیه میکند. بازی پرسشهای عمیقی درباره هویت، مرگ، حافظه و ماهیت انسان مطرح میکند و بازیکن را وادار میسازد درباره تصمیمات خود فکر کند.
شخصیتهای همراه بازی نیز از بهیادماندنیترین شخصیتهای تاریخ ژانر نقشآفرینی هستند و هرکدام داستان و انگیزههای منحصربهفردی دارند. نویسندگی فوقالعاده، جهانسازی خلاقانه و روایت فلسفی باعث شدهاند Planescape: Torment بیش از دو دهه پس از انتشار همچنان در میان بهترین RPGهای تمام دوران قرار داشته باشد.
اگرچه از نظر گرافیکی محصول زمان خود است، اما کیفیت داستان و شخصیتپردازی آن هنوز هم الگویی برای بسیاری از بازیهای نقشآفرینی مدرن محسوب میشود.
رتبه ۱۰: Red Dead Redemption 2 (2018)

شاهکاری که مرز میان بازی و واقعیت را کمرنگ کرد
در تاریخ بازیهای ویدیویی آثار بزرگی وجود داشتهاند که استانداردهای صنعت را تغییر دادهاند، اما تعداد بسیار کمی از آنها توانستهاند به سطحی برسند که Red Dead Redemption 2 به آن دست یافت. این بازی فقط یک اثر جهانباز موفق نیست؛ بلکه یکی از جاهطلبانهترین پروژههای تاریخ سرگرمی به شمار میرود. استودیوی Rockstar Games برای ساخت آن سالها زمان صرف کرد و نتیجه، جهانی بود که هنوز هم بسیاری آن را زندهترین دنیای مجازی ساختهشده میدانند.
داستان بازی در سال ۱۸۹۹ و در روزهای پایانی دوران غرب وحشی آمریکا روایت میشود. بازیکن کنترل آرتور مورگان، یکی از اعضای باسابقه باند Van der Linde را بر عهده میگیرد. برخلاف بسیاری از قهرمانان بازیهای ویدیویی که از ابتدا تا انتها شخصیتی ثابت دارند، آرتور مورگان در طول داستان رشد میکند، اشتباه میکند، تغییر مییابد و به تدریج به یکی از عمیقترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل میشود.
داستانی درباره پایان یک دوران
در ظاهر، Red Dead Redemption 2 داستان گروهی قانونشکن است که از دست نیروهای دولتی فرار میکنند. اما در لایههای عمیقتر، بازی درباره پایان یک عصر است. جهان در حال مدرن شدن است و جایی برای افرادی مانند داچ ون در لیند و پیروانش باقی نمانده است.
یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی نحوه روایت این فروپاشی تدریجی است. بازیکن شاهد تبدیل شدن امید به ناامیدی، اعتماد به خیانت و رؤیا به شکست است. این روند آنقدر طبیعی و استادانه اجرا شده که بسیاری از بازیکنان در پایان داستان ارتباطی عاطفی با شخصیتها پیدا میکنند.
شخصیت داچ ون در لیند نیز یکی از پیچیدهترین شخصیتهای منفی تاریخ گیم محسوب میشود. او نه یک شرور کلیشهای، بلکه فردی است که به تدریج تحت تأثیر غرور، ترس و توهم عظمت قرار میگیرد و سقوط میکند.
زندهترین جهانباز تاریخ
بزرگترین دستاورد فنی Red Dead Redemption 2 بدون شک جهان آن است. در بسیاری از بازیهای جهانباز، محیط صرفاً پسزمینهای برای مأموریتهاست؛ اما در اینجا جهان خود به یک شخصیت مستقل تبدیل میشود.
حیوانات رفتار طبیعی دارند. شهرها در طول شبانهروز تغییر میکنند. مردم نسبت به ظاهر، رفتار و اقدامات بازیکن واکنش نشان میدهند. اگر وارد شهری شوید و دردسر ایجاد کنید، مردم روزها بعد شما را به خاطر خواهند داشت.
حتی جزئیاتی مانند رشد ریش آرتور، تغییر وزن بدن او، شرایط آبوهوایی، رد پا در برف و صدها ویژگی دیگر باعث شدهاند بازی حس زندگی واقعی را منتقل کند. بسیاری از بازیکنان ساعتها بدون انجام مأموریت خاصی صرفاً در جهان بازی گشتوگذار میکنند؛ موضوعی که نشاندهنده کیفیت طراحی محیط است.
گیمپلی و آزادی عمل
اگرچه داستان مهمترین بخش بازی محسوب میشود، اما گیمپلی نیز کیفیت بالایی دارد. سیستم تیراندازی، شکار، ماهیگیری، تعامل با مردم و فعالیتهای جانبی آنقدر گسترده هستند که بازی حتی پس از صدها ساعت نیز چیزهای جدیدی برای ارائه دارد.
سیستم Honor یا افتخار نیز نقش مهمی در شکل دادن شخصیت آرتور دارد. بازیکن میتواند فردی شریف یا قانونشکن باشد و بسیاری از اتفاقات داستانی تحت تأثیر این تصمیمها قرار میگیرند.
چرا Red Dead Redemption 2 در جمع ۱۰ بازی برتر تاریخ قرار دارد؟
بسیاری از بازیها داستان خوب دارند. بسیاری از بازیها جهانباز بزرگی ارائه میکنند. برخی نیز از نظر فنی خیرهکننده هستند. اما تعداد بسیار کمی از آثار موفق میشوند همه این ویژگیها را در بالاترین سطح با یکدیگر ترکیب کنند.
Red Dead Redemption 2 فقط یک بازی سرگرمکننده نیست؛ بلکه تجربهای است که مدتها پس از پایان آن در ذهن مخاطب باقی میماند. این اثر ثابت کرد که بازیهای ویدیویی میتوانند از نظر روایت، شخصیتپردازی و تأثیر احساسی با بهترین آثار سینما و ادبیات رقابت کنند.
به همین دلیل، Red Dead Redemption 2 شایسته حضور در جمع ۱۰ بازی برتر تاریخ است و برای بسیاری از بازیکنان حتی میتواند بهترین بازی ساختهشده تا امروز باشد.
رتبه ۹: Grand Theft Auto V (2013)
بازیای که تعریف جهانباز را تغییر داد
در تاریخ صنعت بازیهای ویدیویی آثار زیادی وجود داشتهاند که فروش بالایی را تجربه کردهاند، اما تعداد بسیار کمی توانستهاند بیش از یک دهه در صدر محبوبترین بازیهای جهان باقی بمانند. Grand Theft Auto V یکی از همین آثار است. شاهکار Rockstar Games نهتنها یکی از پرفروشترین بازیهای تاریخ محسوب میشود، بلکه یکی از مهمترین نقاط عطف در تکامل بازیهای جهانباز نیز به شمار میرود.
وقتی GTA V در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، بسیاری تصور میکردند این بازی صرفاً نسخهای بزرگتر از GTA IV خواهد بود. اما Rockstar بار دیگر ثابت کرد که میتواند انتظارات را پشت سر بگذارد. نتیجه اثری بود که از نظر مقیاس، جزئیات، داستانگویی و آزادی عمل، چندین قدم جلوتر از رقبای خود قرار داشت.
سه قهرمان، سه زندگی متفاوت
یکی از بزرگترین نوآوریهای GTA V استفاده از سه شخصیت اصلی قابل بازی بود. مایکل، فرانکلین و ترور نهتنها شخصیتهای متفاوتی دارند، بلکه هرکدام نماینده بخشی از جامعه آمریکا هستند.
مایکل یک خلافکار بازنشسته است که در ظاهر زندگی آرامی دارد اما از درون احساس پوچی میکند. فرانکلین جوانی جاهطلب است که میخواهد از زندگی خیابانی فاصله بگیرد و به موفقیت برسد. در مقابل، ترور تجسم کامل هرجومرج، خشونت و غیرقابل پیشبینی بودن است.
امکان جابهجایی لحظهای میان این سه شخصیت باعث شد روایت داستانی بازی پویاتر و جذابتر از همیشه باشد. بازیکن میتوانست در هر لحظه وارد زندگی یکی از آنها شود و جهان بازی را از زاویهای جدید ببیند.
لس سانتوس؛ شهری که نفس میکشد
یکی از دلایل اصلی موفقیت GTA V، جهان فوقالعاده آن است. شهر لس سانتوس و مناطق اطراف آن تنها یک نقشه بزرگ نیستند؛ بلکه جهانی زنده و پویا هستند که در هر گوشه آن اتفاقی در حال رخ دادن است.
از سواحل آفتابی گرفته تا کوهستانهای دورافتاده، از خیابانهای شلوغ شهری تا مناطق بیابانی، هر بخش از جهان بازی هویت مخصوص خود را دارد. صدها فعالیت جانبی، شخصیتهای فرعی، رویدادهای تصادفی و رازهای مخفی باعث میشوند بازیکن همیشه چیزی برای کشف کردن داشته باشد.
حتی امروز نیز بسیاری از بازیهای جهانباز از نظر تنوع محیطی و کیفیت طراحی جهان به پای GTA V نمیرسند.
GTA Online؛ موفقیتی فراتر از انتظار
اگر بخش داستانی GTA V یک شاهکار بود، GTA Online آن را به پدیدهای جهانی تبدیل کرد.
راکاستار با ارائه دنیایی آنلاین که دائماً بهروزرسانی میشد، موفق شد عمر بازی را برای سالها افزایش دهد. بازیکنان میتوانستند شرکتهای بزرگ راهاندازی کنند، سرقتهای پیچیده انجام دهند، مسابقه بدهند، خانه بخرند و تقریباً هر فعالیتی را که تصور میکنند تجربه کنند.
موفقیت GTA Online آنقدر عظیم بود که به یکی از سودآورترین محصولات تاریخ سرگرمی تبدیل شد و میلیونها نفر را برای بیش از یک دهه در جهان بازی نگه داشت.
چرا GTA V یکی از بهترین بازیهای تاریخ است؟
Grand Theft Auto V صرفاً یک بازی موفق نیست. این اثر نمونهای کمنظیر از جاهطلبی، خلاقیت و توجه به جزئیات است. ترکیب داستان جذاب، شخصیتهای ماندگار، جهان فوقالعاده و محتوای آنلاین گسترده باعث شده GTA V به یکی از مهمترین بازیهای تمام دوران تبدیل شود.
حتی بیش از ده سال پس از انتشار، این بازی همچنان معیار سنجش بسیاری از آثار جهانباز است و به همین دلیل شایسته حضور در میان ۱۰ بازی برتر تاریخ محسوب میشود.

رتبه ۸: Dark Souls (2011)
شاهکاری که فلسفه طراحی بازیها را تغییر داد
در سال ۲۰۱۱ صنعت بازیهای ویدیویی به سمتی حرکت میکرد که بازیها هر روز سادهتر و دسترسپذیرتر شوند. بسیاری از توسعهدهندگان تلاش میکردند بازیکن را کمتر به چالش بکشند و تجربهای آسانتر ارائه دهند. در چنین شرایطی Dark Souls وارد میدان شد و همه قواعد را به هم ریخت.
این بازی ساخته استودیوی FromSoftware نهتنها یکی از مهمترین آثار دهه ۲۰۱۰ محسوب میشود، بلکه تأثیری چنان عمیق بر صنعت گیم گذاشت که امروزه اصطلاح Soulslike به ژانری مستقل تبدیل شده است.
جهانی که داستانش را فریاد نمیزند
برخلاف اکثر بازیهای مدرن، Dark Souls تقریباً هیچ چیز را بهطور مستقیم توضیح نمیدهد. بازیکن وارد سرزمین Lordran میشود؛ جهانی رو به نابودی که تمدنهای آن فروپاشیدهاند و قهرمانانش مدتهاست از بین رفتهاند.
داستان بازی از طریق محیط، توضیحات آیتمها و گفتگوهای پراکنده روایت میشود. همین موضوع باعث شده بازیکنان سالها درباره جزئیات جهان و شخصیتهای آن بحث کنند.
این روش روایت غیرمستقیم بعدها به یکی از امضاهای اصلی FromSoftware تبدیل شد.
سخت اما منصفانه
شهرت Dark Souls بیشتر به خاطر سختی آن است، اما حقیقت این است که بازی هرگز ناعادلانه نیست.
تقریباً تمام شکستها نتیجه اشتباهات بازیکن هستند. هر دشمن الگوی حمله مشخصی دارد و هر باس دارای نقاط ضعف و قوتی است که میتوان آنها را یاد گرفت.
به همین دلیل پیروزی در Dark Souls حس متفاوتی دارد. بازی چیزی را رایگان در اختیار بازیکن نمیگذارد و هر موفقیت نتیجه تلاش، یادگیری و پشتکار است.
طراحی جهان بینظیر
یکی از بزرگترین شاهکارهای Dark Souls طراحی جهان آن است. مناطق مختلف بازی به شکلی حیرتانگیز به یکدیگر متصل هستند. بازیکن بارها مسیرهای میانبر جدیدی کشف میکند و متوجه میشود که جهان بازی بسیار هوشمندانهتر از چیزی است که در ابتدا تصور میکرد.
این طراحی به حس اکتشاف و ماجراجویی عمق بیشتری میدهد و هنوز هم یکی از بهترین نمونههای طراحی نقشه در تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود.
میراث Dark Souls
تأثیر Dark Souls فراتر از فروش و جوایز آن است. دهها بازی مختلف از فرمول این اثر الهام گرفتهاند و بسیاری از توسعهدهندگان بزرگ صنعت گیم از آن به عنوان منبع الهام اصلی خود یاد میکنند.
Dark Souls ثابت کرد که بازیکنان از چالش واقعی استقبال میکنند و بازیهای ویدیویی میتوانند بدون قربانی کردن سختی، تجربهای عمیق و رضایتبخش ارائه دهند.
به همین دلیل این شاهکار در میان تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ جای میگیرد.
رتبه ۷: The Last of Us (2013)

بازیای که تعریف داستانگویی در صنعت گیم را تغییر داد
در تاریخ بازیهای ویدیویی آثار زیادی تلاش کردهاند داستانی احساسی روایت کنند، اما تعداد کمی از آنها توانستهاند به اندازه The Last of Us بر مخاطبان تأثیر بگذارند. شاهکار استودیوی Naughty Dog نهتنها یکی از بهترین بازیهای نسل هفتم محسوب میشود، بلکه برای بسیاری از منتقدان و بازیکنان، نقطه عطفی در تکامل روایت داستانی در بازیهای ویدیویی است.
زمانی که بازی در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، صنعت گیم در حال حرکت به سمت جهانهای بزرگتر و گرافیک پیشرفتهتر بود. اما The Last of Us نشان داد که قدرت واقعی یک بازی میتواند در شخصیتپردازی و روایت نهفته باشد.
جوئل و الی؛ یکی از ماندگارترین روابط تاریخ گیم
هسته اصلی بازی رابطه میان جوئل و الی است.
جوئل مردی است که سالها قبل دخترش را در آغاز فاجعه از دست داده و تقریباً تمام امید خود به زندگی را از دست داده است. در مقابل، الی دختری نوجوان است که در دنیای ویرانشده پساآخرالزمانی بزرگ شده و نگاه متفاوتی به زندگی دارد.
آنچه این دو شخصیت را متمایز میکند، طبیعی بودن رابطه آنهاست. ارتباط میان جوئل و الی بهتدریج شکل میگیرد و بازیکن قدمبهقدم شاهد نزدیک شدن آنها به یکدیگر است.
در پایان بازی، بسیاری از بازیکنان احساس میکنند سالها همراه این دو شخصیت زندگی کردهاند؛ موضوعی که نشاندهنده کیفیت فوقالعاده نویسندگی اثر است.
جهانی بیرحم اما باورپذیر
بازی در جهانی روایت میشود که تمدن بشری پس از شیوع یک قارچ مرگبار فروپاشیده است. اما برخلاف بسیاری از آثار زامبیمحور، تمرکز اصلی The Last of Us روی هیولاها نیست؛ بلکه روی انسانهاست.
در این جهان، خطرناکترین موجودات اغلب انسانهایی هستند که برای بقا حاضرند هر کاری انجام دهند.
این نگاه واقعگرایانه باعث شده دنیای بازی باورپذیرتر از بسیاری از آثار مشابه باشد. هر شخصیت انگیزههای خاص خود را دارد و کمتر کسی کاملاً خوب یا کاملاً بد است.
گیمپلی و تنش دائمی
در کنار داستان، گیمپلی نیز نقش مهمی در موفقیت بازی ایفا میکند.
منابع محدود هستند. مهمات کمیاب است. دشمنان خطرناکاند و هر درگیری میتواند به مرگ منجر شود.
همین محدودیتها باعث میشوند بازیکن دائماً تحت فشار باشد. تصمیمگیری درباره استفاده از منابع، مخفیکاری یا درگیری مستقیم بخشی مهم از تجربه بازی است.
چرا The Last of Us در جمع بهترین بازیهای تاریخ قرار دارد؟
بسیاری از بازیها داستان خوب دارند و بسیاری از فیلمها نیز احساسات مخاطب را درگیر میکنند. اما The Last of Us موفق شد بهترین ویژگیهای هر دو رسانه را با یکدیگر ترکیب کند.
این بازی ثابت کرد که بازیهای ویدیویی میتوانند از نظر روایت، شخصیتپردازی و تأثیر احساسی در کنار بهترین آثار سینمایی و ادبی قرار بگیرند.
به همین دلیل The Last of Us یکی از مهمترین شاهکارهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود.
رتبه ۶: Half-Life 2 (2004)
انقلابی که هنوز ادامه دارد
وقتی Half-Life 2 در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، بسیاری از بازیکنان تصور نمیکردند با اثری روبهرو شوند که تا این اندازه جلوتر از زمان خود باشد. Valve نهتنها دنبالهای شایسته برای Half-Life ساخت، بلکه یکی از تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ را خلق کرد.
امروزه نیز بسیاری از توسعهدهندگان صنعت گیم از Half-Life 2 به عنوان یکی از مهمترین منابع الهام خود یاد میکنند.
City 17؛ یکی از ماندگارترین جهانهای علمیتخیلی
داستان بازی در شهری به نام City 17 جریان دارد؛ جایی که بشریت تحت سلطه نیروهای بیگانهای به نام Combine قرار گرفته است.
فضاسازی بازی فوقالعاده است. از خیابانهای خاکستری و افسرده گرفته تا ساختمانهای عظیم حکومتی، همه چیز حس زندگی در یک رژیم سرکوبگر را منتقل میکند.
بازیکن بار دیگر کنترل گوردون فریمن را بر عهده میگیرد و به نماد مقاومت انسانها تبدیل میشود.
Gravity Gun؛ سلاحی که تاریخ را تغییر داد
شاید مشهورترین عنصر Half-Life 2 سلاح Gravity Gun باشد.
این ابزار به بازیکن اجازه میدهد اشیای محیط را بردارد، جابهجا کند و حتی به سمت دشمنان پرتاب نماید.
امروزه تعامل فیزیکی با محیط در بسیاری از بازیها عادی به نظر میرسد، اما در سال ۲۰۰۴ چنین چیزی یک انقلاب واقعی بود.
Valve نشان داد که فیزیک میتواند بخشی از گیمپلی باشد، نه صرفاً یک جلوه بصری.
روایت داستان بدون قطع گیمپلی
یکی از بزرگترین دستاوردهای Half-Life 2 شیوه روایت داستان است.
در طول بازی تقریباً هیچگاه کنترل از دست بازیکن خارج نمیشود. داستان در همان زمانی روایت میشود که بازیکن در حال بازی است.
این روش باعث میشود احساس حضور در جهان بازی بسیار قویتر شود و بازیکن ارتباط عمیقتری با رویدادها برقرار کند.
میراث Half-Life 2
تأثیر Half-Life 2 را میتوان در دهها بازی مختلف مشاهده کرد.
از طراحی مراحل گرفته تا فیزیک، روایت داستان و تعامل با محیط، این بازی استانداردهایی تعریف کرد که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند.
بیش از بیست سال پس از انتشار، Half-Life 2 همچنان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود.

رتبه ۵: The Witcher 3: Wild Hunt (2015)
نقطه اوج نقشآفرینی جهانباز
در تاریخ بازیهای نقشآفرینی آثار بزرگ زیادی وجود داشتهاند، اما تعداد بسیار کمی توانستهاند به جایگاهی برسند که The Witcher 3 به آن دست یافت.
وقتی CD Projekt Red این بازی را منتشر کرد، بسیاری تصور میکردند با یک RPG خوب روبهرو خواهند شد. اما نتیجه چیزی فراتر از یک بازی موفق بود؛ شاهکاری که استانداردهای جدیدی برای کل ژانر تعریف کرد.
گرالت ریویا؛ شکارچی هیولاها
شخصیت اصلی بازی، گرالت ریویا، یکی از محبوبترین قهرمانان تاریخ بازیهای ویدیویی است.
او شکارچی هیولاهاست، اما در طول داستان متوجه میشویم که هیولاهای واقعی اغلب انسانها هستند.
گرالت شخصیتی خاکستری، بالغ و پیچیده دارد. او در جهانی زندگی میکند که تصمیمهای درست و غلط بهسادگی قابل تشخیص نیستند.
بهترین مأموریتهای فرعی تاریخ؟
بسیاری از بازیها مأموریتهای فرعی را صرفاً برای افزایش طول عمر طراحی میکنند.
اما در The Witcher 3 مأموریتهای فرعی اغلب کیفیتی در حد داستان اصلی دارند.
برخی از آنها داستانهایی روایت میکنند که از بسیاری از بازیهای کامل عمیقتر و تأثیرگذارتر هستند.
همین موضوع باعث شد بسیاری از منتقدان از The Witcher 3 به عنوان بهترین نمونه طراحی مأموریت در تاریخ RPGها یاد کنند.
جهانی زنده و باورپذیر
دنیای بازی عظیم، زیبا و مملو از جزئیات است.
روستاها، شهرها، جنگلها، مردابها و جزایر مختلف هرکدام هویت مخصوص خود را دارند. مردم درباره جنگ صحبت میکنند، سربازان در حال پیشروی هستند و هیولاها در نقاط مختلف جهان پرسه میزنند.
بازیکن احساس میکند در جهانی واقعی زندگی میکند، نه صرفاً در یک نقشه بازی.
چرا The Witcher 3 در میان ۵ بازی برتر تاریخ قرار دارد؟
The Witcher 3 تقریباً در تمام زمینهها موفق عمل میکند:
- داستان فوقالعاده
- شخصیتپردازی عمیق
- جهان عظیم و زنده
- موسیقی ماندگار
- مأموریتهای کمنظیر
- انتخابهای معنادار
این بازی نقطه اوج نقشآفرینی جهانباز مدرن است و برای بسیاری از بازیکنان بهترین RPG ساختهشده تا امروز محسوب میشود.
رتبه ۴: The Legend of Zelda: Ocarina of Time (1998)

شاهکاری که آینده بازیهای سهبعدی را ساخت
در تاریخ صنعت گیم آثار زیادی منتشر شدهاند که موفق بودهاند، اما تعداد بسیار کمی توانستهاند مسیر کل صنعت را تغییر دهند. The Legend of Zelda: Ocarina of Time یکی از همین بازیهاست.
زمانی که این اثر در سال ۱۹۹۸ برای Nintendo 64 منتشر شد، صنعت بازی هنوز در حال یادگیری اصول طراحی سهبعدی بود. بسیاری از استودیوها نمیدانستند چگونه باید دوربین، مبارزات و اکتشاف را در فضای سهبعدی مدیریت کنند. نینتندو با Ocarina of Time پاسخی ارائه داد که سالها به عنوان استاندارد صنعت شناخته میشد.
این بازی نهتنها یکی از بهترین آثار مجموعه Zelda است، بلکه یکی از مهمترین بازیهای تاریخ به شمار میرود.
لینک؛ قهرمانی که یک نسل را شکل داد
بازیکن در نقش لینک قرار میگیرد؛ پسری جوان که باید سرزمین Hyrule را از تهدید گنون نجات دهد.
اگرچه داستان بازی در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در زمان خود بسیار جاهطلبانه بود. سفر در زمان، رشد شخصیت اصلی از کودکی به بزرگسالی و حس حماسهای که در سراسر بازی جریان دارد، باعث شدند بازیکنان ارتباط عمیقی با جهان آن برقرار کنند.
انقلابی در طراحی سهبعدی
بزرگترین دستاورد Ocarina of Time سیستم Z-Targeting بود.
امروزه قفل کردن دوربین روی دشمنان موضوعی عادی است، اما در زمان انتشار این بازی راهحلی انقلابی برای مبارزات سهبعدی محسوب میشد.
بسیاری از بازیهای اکشن ماجراجویی مدرن، از Dark Souls گرفته تا God of War و Assassin’s Creed، به نوعی از مفاهیمی استفاده میکنند که نخستین بار در Ocarina of Time به شکل گسترده مطرح شدند.
سیاهچالهایی که هنوز الگو هستند
طراحی معماها و سیاهچالهای بازی همچنان در میان بهترین نمونههای تاریخ قرار دارد.
هر سیاهچال شخصیت، معماری و مکانیکهای مخصوص خود را دارد. بازیکن دائماً ابزارهای جدید به دست میآورد و یاد میگیرد چگونه از آنها برای حل معماها استفاده کند.
همین ساختار باعث شده بازی حتی پس از گذشت بیش از دو دهه همچنان جذاب و سرگرمکننده باقی بماند.
چرا Ocarina of Time در میان ۴ بازی برتر تاریخ قرار دارد؟
برخی بازیها عالی هستند.
برخی بازیها محبوب هستند.
اما تعداد بسیار کمی از آثار موفق میشوند استانداردهای جدیدی برای کل صنعت تعریف کنند.
Ocarina of Time یکی از آن آثار نادر است؛ شاهکاری که تأثیر آن هنوز هم در صدها بازی مختلف دیده میشود و به همین دلیل جایگاهی افسانهای در تاریخ گیم دارد.

رتبه ۳: Tetris (1984)
کاملترین طراحی تاریخ بازیهای ویدیویی
اگر بخواهیم تنها یک بازی را پیدا کنیم که تقریباً همه مردم جهان نام آن را شنیده باشند، Tetris یکی از اصلیترین گزینهها خواهد بود.
این بازی هیچ داستانی ندارد.
هیچ شخصیت اصلی ندارد.
هیچ صحنه سینمایی یا گرافیک خیرهکنندهای هم ندارد.
اما با وجود تمام اینها، Tetris یکی از مهمترین و ماندگارترین آثار تاریخ سرگرمی است.
قدرت سادگی
ایده اصلی بازی فوقالعاده ساده است.
قطعات مختلف از بالای صفحه سقوط میکنند و بازیکن باید آنها را طوری کنار هم قرار دهد که خطوط کامل تشکیل شوند.
یادگیری این قوانین فقط چند ثانیه زمان میبرد.
اما تسلط بر آن میتواند سالها طول بکشد.
همین ترکیب سادگی و عمق، راز موفقیت Tetris است.
فراتر از یک بازی
Tetris تنها یک محصول سرگرمی نبود.
این بازی نقش مهمی در موفقیت Game Boy ایفا کرد و باعث شد میلیونها نفر برای اولین بار به دنیای بازیهای ویدیویی وارد شوند.
پژوهشهای علمی متعددی درباره تأثیر Tetris بر مغز انسان انجام شدهاند. حتی اصطلاحی به نام Tetris Effect شکل گرفت که به پدیده مشاهده الگوهای بازی در زندگی روزمره اشاره دارد.
کمتر بازیای در تاریخ توانسته چنین تأثیر فرهنگی و روانشناختی گستردهای داشته باشد.
بازیای برای تمام نسلها
یکی از دلایل ماندگاری Tetris جهانی بودن آن است.
کودکان میتوانند آن را بازی کنند.
بزرگسالان میتوانند از آن لذت ببرند.
افرادی که هیچ علاقهای به بازیهای ویدیویی ندارند نیز معمولاً میتوانند با Tetris ارتباط برقرار کنند.
این ویژگی باعث شده بازی بیش از چهار دهه زنده بماند.
چرا Tetris در رتبه ۳ قرار دارد؟
بسیاری از بازیها بزرگتر، پیچیدهتر یا پرهزینهتر هستند.
اما تعداد بسیار کمی از آنها به اندازه Tetris کامل طراحی شدهاند.
این بازی نمونهای کمنظیر از طراحی بینقص است؛ اثری که ثابت میکند برای خلق یک شاهکار نیازی به فناوری پیچیده نیست.
Tetris یکی از خالصترین و ماندگارترین تجربههای تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود.
رتبه ۲: Super Mario Bros. (1985)
بازیای که صنعت گیم را نجات داد
اگر امروز صنعت بازیهای ویدیویی به یکی از بزرگترین صنایع سرگرمی جهان تبدیل شده است، بخشی از این موفقیت را مدیون Super Mario Bros. هستیم.
در اوایل دهه ۱۹۸۰ بازار بازیهای ویدیویی با بحرانی بزرگ روبهرو شده بود. بسیاری از شرکتها ورشکست شدند و اعتماد مصرفکنندگان به صنعت از بین رفته بود.
در چنین شرایطی نینتندو و ماریو وارد میدان شدند.
نتیجه، یکی از مهمترین بازیهای تاریخ بود.
طراحی مرحله در بالاترین سطح
یکی از دلایل موفقیت Super Mario Bros. طراحی فوقالعاده مراحل آن است.
مرحله اول بازی هنوز هم در دانشگاهها و دورههای طراحی بازی به عنوان نمونهای از آموزش غیرمستقیم به بازیکن تدریس میشود.
بازی بدون نیاز به توضیح طولانی، تمام قوانین اصلی خود را به مخاطب آموزش میدهد.
این سطح از طراحی هوشمندانه در زمان خود بیسابقه بود.
ماریو؛ مشهورترین شخصیت تاریخ گیم
کمتر شخصیتی به اندازه ماریو شناخته شده است.
او به نماد نینتندو و یکی از مشهورترین چهرههای دنیای سرگرمی تبدیل شد.
محبوبیت ماریو تنها به دلیل ظاهر بامزه او نیست؛ بلکه به خاطر کیفیت فوقالعاده بازیهایی است که در آنها حضور داشته است.
تأثیر بر کل صنعت
تقریباً تمام بازیهای پلتفرمر پس از Super Mario Bros. به نوعی تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
این بازی استانداردهایی برای کنترل شخصیت، طراحی مراحل و پیشرفت تدریجی چالش تعریف کرد که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند.
چرا Super Mario Bros. رتبه دوم را دارد؟
این بازی فقط یک شاهکار نیست.
یک نقطه عطف تاریخی است.
اثری که به احیای صنعت کمک کرد، نسلی از بازیکنان را شکل داد و استانداردهای جدیدی برای طراحی بازی تعریف نمود.
به همین دلیل Super Mario Bros. یکی از مهمترین آثار تاریخ گیم محسوب میشود.
رتبه ۱: The Legend of Zelda: Breath of the Wild (2017)
شاهکاری که دوباره تعریف کرد «بازی جهانباز» یعنی چه
در طول تاریخ صنعت گیم، بازیهای زیادی منتشر شدهاند که استانداردهای جدیدی ایجاد کردهاند.
اما تعداد بسیار کمی موفق شدهاند پس از دهها سال تکامل صنعت، دوباره مفهوم طراحی بازی را از نو تعریف کنند.
Breath of the Wild یکی از همین آثار است.
زمانی که بسیاری از بازیهای جهانباز به سمت فرمولهای تکراری حرکت میکردند، نینتندو راهی کاملاً متفاوت را انتخاب کرد.
نتیجه یکی از تحسینشدهترین بازیهای تاریخ بود.
آزادی واقعی
بزرگترین دستاورد Breath of the Wild آزادی عمل واقعی است.
بازی تقریباً از همان ابتدا جهان عظیم خود را در اختیار بازیکن قرار میدهد.
میتوانید مستقیماً به سراغ باس نهایی بروید.
میتوانید دهها ساعت صرف کاوش کنید.
میتوانید معماها را به روشهای کاملاً متفاوت حل کنید.
بازی به ندرت به شما میگوید چه کاری انجام دهید.
در عوض، شما را تشویق میکند که خودتان کشف کنید.
جهانی که برای کنجکاوی ساخته شده است
در بسیاری از بازیهای جهانباز، اکتشاف صرفاً ابزاری برای رسیدن به هدف بعدی است.
اما در Breath of the Wild خودِ اکتشاف هدف اصلی است.
هر کوه، هر جنگل و هر خرابه ممکن است رازی جدید در خود پنهان کرده باشد.
بازیکن دائماً احساس میکند چیزی در افق وجود دارد که ارزش کشف کردن دارد.
این حس کنجکاوی یکی از بزرگترین موفقیتهای طراحی بازی است.
سیستمهای هوشمند و تعاملپذیر
یکی از ویژگیهای انقلابی بازی تعامل میان سیستمهای مختلف آن است.
آتش میتواند علفها را بسوزاند.
باد میتواند شعلهها را گسترش دهد.
فلزات برق را هدایت میکنند.
سرما و گرما روی محیط و شخصیت تأثیر میگذارند.
همین قوانین ساده باعث میشوند بازیکنان دائماً راهحلهای خلاقانه پیدا کنند.
چرا Breath of the Wild بهترین بازی تاریخ است؟
زیرا فقط یک بازی عالی نیست.
یک جهش بزرگ در طراحی بازی محسوب میشود.
این اثر نشان داد که حتی پس از دههها تکامل، هنوز هم میتوان راههای جدیدی برای تعامل، اکتشاف و ماجراجویی پیدا کرد.
Breath of the Wild یکی از نادرترین شاهکارهای صنعت گیم است؛ اثری که نهتنها در زمان انتشار فوقالعاده بود، بلکه احتمالاً سالها بعد نیز به عنوان یکی از مهمترین بازیهای تاریخ شناخته خواهد شد.
سخن پایانی
بازیهای ویدیویی در طول چند دهه گذشته مسیر شگفتانگیزی را طی کردهاند. از روزهای ساده و پیکسلی آثاری مانند Tetris و Super Mario Bros. گرفته تا جهانهای عظیم و واقعگرایانهای مانند Red Dead Redemption 2 و The Witcher 3، این صنعت همواره در حال پیشرفت، نوآوری و عبور از مرزهای خلاقیت بوده است.

فهرست ۱۰۰ بازی برتر تاریخ که در این مقاله مرور کردیم، تنها مجموعهای از بازیهای موفق یا پرفروش نیست؛ بلکه روایتگر تکامل یکی از مهمترین رسانههای سرگرمی جهان است. هر یک از این آثار به شکلی خاص بر صنعت گیم تأثیر گذاشتهاند؛ برخی استانداردهای جدیدی برای داستانگویی تعریف کردند، برخی مرزهای فناوری را جابهجا کردند و برخی دیگر با گیمپلی خلاقانه خود الهامبخش نسلهای بعدی بازیسازان شدند.
البته انتخاب بهترین بازیهای تاریخ همیشه تا حدی سلیقهای است و ممکن است فهرست شخصی هر گیمر با این رتبهبندی تفاوت داشته باشد. همین موضوع یکی از جذابترین ویژگیهای دنیای بازیهای ویدیویی است؛ هر بازیکن خاطرات، تجربهها و شاهکارهای موردعلاقه خود را دارد.
آنچه مسلم است این است که بازیهای ویدیویی امروز دیگر تنها یک سرگرمی ساده نیستند. آنها به رسانهای قدرتمند برای روایت داستان، خلق تجربههای احساسی، نمایش هنر، موسیقی و خلاقیت انسانی تبدیل شدهاند و هر سال آثار جدیدی منتشر میشوند که میتوانند جایگاه خود را در میان بزرگان تاریخ پیدا کنند.
حالا نوبت شماست؛ به نظر شما جای کدام بازی در این فهرست خالی است؟ و اگر قرار بود فقط یک بازی را به عنوان بهترین بازی تاریخ انتخاب کنید، انتخاب شما چه بود؟


